آتش به ریشتان به عباتان به شالتان/ احسان کاوه

چندیست از وقاحت وهم و خیالتان
گوش فلک کر است ازین قیل و قالتان

افکنده اید فتنه و آشوب، شرمتان
آشفته باد خاطر و خواب و خیالتان

خون موج می زند که عزا در عزاست این
اسفندِ قلب ماست به روی ذغالتان

قرآن به دوش و دشمن الله اکبرید
آتش به ریشتان به عباتان به شالتان

تخم نفاق سبز و علف های هرز شد
روئیده در حرام لجنزار مالتان

"تَبت یَدا اَبی لَهَب" آید به گوش باز
سودی نبخشد اینهمه مال و منالتان

دریوزه های پُست ز دجال های پَست
تنگ است مثل سینه شیطان مجالتان

کج قامتان! به وسعت تاریخ ننگتان
کسر است بر تراز عمل فتح دالتان

خود باطلید و دور شما نیز بگذرد
ثبت است بر جریده عالم زوالتان

آن خط سرخ راست براین خط رو سیاه
قائم فرود آید و اینست فالتان

"دیگر سلاح سرد سخن کارساز نیست"
کور و کرید و شمع و بیابان مثالتان

از خط و خال خسته ام از بس که دیده ام
خاری ز خطتان و خیانت ز خالتان

خون غزل حلال و به مسلخ سپرده ام
وزن و ردیف و قافیه را با قتالتان...

احسان کاوه

١٢ محرم ١۴٣١

/ 54 نظر / 30 بازدید
نمایش نظرات قبلی

من فکر کنم شما شعر را عوضی فهمیدید وگرنه چاپ نمیکردید.

خیلی زیبا بود

محسن

عالی بود احسان جان خیرت قبول خدا نه تنها این سبزهای اموی رو بصیرت و ادب محروم کرده، نعمت طبع شعر هم ازشون گرفته. جوابیه‌های منظوم رو انگار یه سری دخترکان دبیرستانی انشا کرده‌اند.

رحمان زمانی

سلام.با یه غزل به روز هستم و منتظر نظرات ارزشمندتون.[گل][گل]

شبگرد

یه مشت مغز فندقی احمق... آخه شما از زندگی چی میفهمید. پشمالوهای کثیف

آخه عقب مونده.من به توی کله پوک چی بگم.این شماهایید که پشت پرده اسلام و به اسم اسلام خودتون رو معصوم پانزدهم میدونید و هزارتا کثافت کاری می کنید.حتی زن مردم رو......... زباله های کثیف........

دوست شما

سلام . الاغ شدن چه آسان . آدم شدن چه مشکل ..

حیدر

این خزعبلات و اراجیف رو دقیقا از کجات در می آری؟