از باغ ما درختی اگر کم شود چه باک/ سید محمد مهدی شفیعی

سهم تو از بهار اگر غم شود چه باک؟!
چشمت اگر که چشمه ی شبنم شود چه باک؟!

ای خاک! ریشه های تو با خون عجین شده ست
سهم ات اگر که خون دمادم شود چه باک؟!

از تو هزار سیل خروشان گذشته است
حالا اگر که بارش نم نم شود چه باک؟!

دست تبر رسید و درختی بریده شد
از باغ ما درختی اگر کم شود چه باک؟!

با مستی شراب نه، با تلخی اش خوشیم
پیمانه ها تمام اگر سم شود چه باک؟!

شهری که گوشه گوشه ی آن مجلس عزاست
یکسر اگر که خیمه ی ماتم شود چه باک؟!

تقویم عشق، دم به دم اش وقت روضه است
هر روز اگر که وقف محرم شود چه باک؟!

سید محمد مهدی شفیعی

/ 8 نظر / 99 بازدید
روحاني - قوچان

آفرين

alireza

aali bood aaliii

ميرهاني دريس

از مغازه اصغر آقا بقال كه مي‌آمدي پايين و تك درخت سپيدار بلند را كه رد مي‌كردي، مي‌رسيدي به كوچه‌ي شاشوها. داغ كرده بودند و چسبانده بودند به پيشاني اين كوچه كه هر بچه مفويي توي محل بهش فشار آمد عوض مستراح خانه‌شان راست بيايد پشت تيرك چوبي وسط كوچه و تنبانش را بكشد پايين و آلتش را با دست تنظيم كند روي سوراخ پايين تيرك و به قاعده‌ي يك خر بشاشد توي سوراخ و بعد سريع برود كنار و كِيف كند كه آبشار طلايي بو گندويي از توي سوراخ مي‌ريزد وسط كوچه. هر چه هم كه با گچ و زغال اين‌ور و آن‌ور تيرك نوشته بودند "لعنت بر پدر و مادر كسي كه اين‌جا بشاشد" افاقه نكرده بود. خانه ما سه تا در پايين تر از تيرك بود. يك در فلزي آبي رنگ ... دعوتيد به صرف يك داستان كوتاه.

آتش

بسیار زیبا و ستودنی...

زهرا

بسیار زیبا

دمت گرم

شاید دلیل تشبیه امام زمان به آفتاب این باشد که با آمدن آفتاب نماز قضاست