اگر امشب شب قدر است قرآنها چرا فردا.../میلاد عرفان پور

چنان اسفند می سوزد به صحرا ریگ ها فردا
چه خواهد شد مگر در سرزمین کربلا فردا

 تمام دشت را زینب به خون آغشته می بیند
مگر باران خون می بارد از عرش خدا فردا

برادر دل گواهی می دهد امشب شب قدر است
اگر امشب شب قدر است قرآنها چرا فردا؟..

همه در جامه احرام دست از خویشتن شستند
شگفتا عید قربان است گویا در منا فردا

ببین شش ماه ات بی تاب در گهواره می گرید
علی از تشنگی جان می دهد امروز یا فردا

ببوسم کاش دست و پای اکبر را و قاسم را
همانانی که می افتند زیر دست و پا فردا

 برادر وقت جان افشانی عباس نزدیک است
قیامت می شود وقتی بگوید یا اخا فردا

 برادر خوب می خواهم ببینم روی ماهت را
که می ترسم دگر نشناسمت بر نیزه ها فردا

به مادر گفته بودم تا قیامت با تو می مانم
تمام هستی من، می روی بی من کجا فردا؟

میلاد عرفان پور

/ 7 نظر / 208 بازدید
vahid

شعر خوانی صابر خراسانی در اولین سالگرد شهادت حاج حسن طهرانی مقدم و دیگر همرزمانش http://www.nasrtv.com/modules/video/singlefile.php?cid=13&lid=7349

زیبا بود

شیرین

به امام فقرا اختر هشتم صلوات به رضا معنی لبخند وتبسم صلوات دلم از داغ رضا کرببلایی شد ورفت چون کبوتر لب بام تو هوایی شد ورفت به لبم نام محمد نخورد میمیرم به دلم قرعۀ مشهد نخورد میمیرم دل دیوانه ام امروزپرازداغ رضاست هوس کنج حرم کرده ومشتاق رضاست دل هوایی شده آن گنبد وباروهارا تا ملاقات کند ضامن آهوها را برود مشهد وبنشیند وزاری بکند اشک از دیدۀ افروخته جاری بکند کاش می شد به طواف تو بیاییم آقا پیش تو عقدۀ دل را بگشاییم آقا امشب از داغ تو سحن حرمت بارانیست دل دیوانۀ ما از غم تو توفانیست تو فقط با خبری ما چقدر تنهاییم چندسالیست که دلتنگ کبوترهاییم حضرت عشق نگاهی کن وما را بطلب اینهمه دست ودل غرق دعا را بطلب بطلب تا بشود قسمت ما پابوست همچنان رود بریزیم به اقیانوست جانب طوس بگیریم وبه مشهد برسیم دلمان سخت به تنگ آمده باید برسیم خبر هجر تو غمنامۀ ویرانیهاست جام زهریست که در کام خراسانیهاست نه فقط اهل خراسان که جهان می نالد امشب از اینهمه غم کون ومکان می نالد گوشه ای نیست سکوتی به فغانم بدهد رکعتی مانده اگر گریه امانم بدهد حرمت کاش مرا می طلبیدی آقا چون ندارد دل من جز تو امیدی آقا حرمت کاش مرا در دل خود جا بدهد ذره

هادی

سلام عالی بود اجر شما با حضرت زهرا (س) التماس دعا

سیدوحید فاطمی

آدم به تو می نازد، فخر همه انسان ها تا نام تو را آموخت، قبل همه انسان ها حتما به خودش رنجید، از ظلم شدیدی که قابیل صفتان کردند، گویا همه شیطان ها تو وارث نوحیّ و ، در قومی چو قوم او کشتیّ نجاتی تو ، طی همه دوران ها ای وارث ابراهیم ، در آتش نمرودان هفتاد و دو پروانه ، آوردی به قربانگاه موسای کلیمی کز، دریا به سلامت شد اینک به تو می نازد، به دشمن فرعون ها عیسای مسیح تا دید، جانبازی یارانت احسنت بگفتا به، این چنین حواری ها فرزند رسولی تو ، ای آینه ی احمد دین احمدی زنده ، از قیام عاشورا تو وارث مولایی ، فرزند علی هستی مانند علی محکم ، مانند علی تنها پیرُهن عوض کردی، بوی یاس آن پیچید شور فاطمی داری ، در اطاعتِ الله چون کریم اهل البیت، اهل بخششی آقا آن همه جوان دادی، هر یک چو گل لیلا جن و ملک و افلاک، هر یک به تو می نازد آدم به تو می نازد، فخر همه انسان ها