دوبیتی! دست روی دست مگذار/ سید حبیب نظاری

رها مانده است بر شن‌ها چه دستی!
جدا از پیکر سقا، چه دستی!
عموی ماه! بعد از دست‌هایت
بگیرد دست بابا را چه دستی؟


دو دست مهربان آن سپیدار
کنار رود افتادند انگار
غم آن دست‌ها را منتشر کن
دوبیتی! دست روی دست مگذار



علـــم را بـــر زمــیــــن بگـــذارم، اما...
تـــو را دســـت خـــدا بســپارم، اما...
به چشمم تیر زد آن قوم، ای عشــق!
کـــه دســـت از دیـــدنت بردارم، اما...


تو احساس مرا دریاب ای رود
لبم را تر نکن از آب ای رود
تو که دستی نداری تا بیفتد
به سوی خیمه‌ها بشتاب ای رود


برادر با برادر دست می‌داد
برای بار آخر دست می‌داد
چه احساس قشنگی ظهر آن روز
به عباس دلاور دست می‌داد


می من! بادهٔ من! مستی من!
فدای تو تمام هستی من
دل چشم انتظار کودکان را
مبادا بشکند بی دستی من


به آن گل‌های پرپر بوسه می‌زد
به روی سینه با هر بوسه، می‌زد
به قرآن؟ نه، برادر داشت انگار
به دستان برادر بوسه می‌زد


به چشمش تیر بود اما نگاهش…
چه رازی داشت با مولا نگاهش؟
بدون دست می‌گیرد در آغوش
تمام خیمه‌ها را با نگاهش


دوبیتی! ناگهان دستان آن ماه…
گلوگیر است این اندوه جان‌کاه
رباعی باش و بشکن بغض خود را
لا حول ولا قوهٔ إلا بالله


دل تـو تشنه و بی‌تاب می‌رفت
به لبیک «عمو بشتاب» می‌رفت
تو دست رود را رد کردی آن روز
اگــر نــه آبـــروی آب مــی‌رفــــت



من از تو شرم دارم دستِ خود را
تو دادی هم دل و هم دستِ خود را
عــلــم از دســت تــو افـتـاد امـا
علــم کــردی به عالم دستِ خود را


من و حس لطیف دست‌هایت
دو گلبرگ ظریف دستهایت
جسارت کرده‌ام گاهی سرودم
دوبیتی با ردیف دستهایت



بگو بغض مرا پرپر کند مشک
غم دست مرا باور کند مشک
به دندان می‌برم اما خدایا
لبانم را مبادا تر کند مشک!



دوباره مشک دریا ـ یک دوبیتی ـ
سرودی عشق را با یک دوبیتی
تنت روی زمین ـ یک چارپاره ـ
دو دستت روی شن‌ها ـ یک دوبیتی ـ

 

دوبیتی هم دو دست از دست داده است
دلم تنگ است یا باب الحوائج
...

سید حبیب نظاری

/ 5 نظر / 345 بازدید
saman

یاد و خاطره شهدای غدیر حاج حسن طهرانی مقدم و یارانش گرامی باد گزارش مراسم اولین سالگرد شهدای غدیر http://www.nasrtv.com/modules/video/singlefile.php?cid=20&lid=7308

همدان

فوق العاده بو د صد آفرین، اشک و بغض به من اجازه ی خوندن دوبیتی ها رو نمیداد باور کنید با هر بیت چشمام پر اشک میشد قداست عجیبی تو شعراتون هست آرزو میکنم دست هایی که ازش سرودید دست تون و بگیره و گره های زندگی تون و باز کنه دست حق رفیق همیشگی راه تان

ترانه

واقعا لذت بردم و برا ی دوستام ایمیلش میکنم...

نادر نامی

حبیب نظاری بی شک بهترین دوبیتی سرای معاصر است. مخصوصا وقتی از درد و زخم می سراید. برای او آرزوی موفقیت می کنم.