خیلیا نون حلالشون حرومه پسرم/ عبدالجبار کاکایی

گفته بودم قدم زندگی شومه پسرم
خواب به چشمای قشنگ تو حرومه پسرم

پدرت تا شده  و افتاده توی رختخواب
نفسش در نمیاد کارش تمومه پسرم

بعد از آفتاب بیا تا همسایه هامون ندونن
شبا نون آور خونمون کدومه پسرم

کاشکی مثل آخرت دنیا حساب کتابی داشت
خیلیا نون حلالشون حرومه پسرم

همه اسباب بازیاتو لای بغچه پیچیدم
روزای قشنگ بچگی تمومه پسرم

عبدالجبار کاکایی

/ 3 نظر / 34 بازدید
مژده آسمانی

سلام. نمیشناسمت اما کاکایی رو میشناسم. شعر قشنگی بود و پر درد.

submergedpopulation

سلام از اول تا آخرش یه آدرسه http://blog.360.yahoo.com/blog/slideshow.html?p=157&id=ZLu3vIwibqQh4Z01cl0MD44ZFv9UuBBGRjEq قابل شما رو نداره

نفیسه

سلام. خیلی نابه