آیات غمزه

دفتر شعر مجازی؛ بخواه دفتر اشعار و راه صحرا گیر/ چه وقت مدرسه و بحث کشف کشاف است

شبیه توست اگر ماه کاملی باشد/ نغمه مستشار نظامی
ساعت ۸:٤۱ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٧ آذر ۱۳۸٩  کلمات کلیدی: غزل ، نغمه مستشار نظامی

دل شکسته اگر باز هم دلی باشد
بگو چگونه نگهبان قابلی باشد

چگونه در خودش این راز را نگهدارد
چگونه باز درین خانه گلی باشد؟

چگونه آه! چه قدر آه منفجر نشود
درین صبوری و دوری چه حاصلی باشد؟

هنوز منتظرم مثل سنگ پشتی که
درون خانه به دنبال منزلی باشد

هنوز دربه درم موج موج طوفان را
به این امید که باشی...که ساحلی باشد

اگر تو چشم بدوزی به روی نیمه ماه
 شبیه توست اگر ماه کاملی باشد

نغمه مستشار نظامی


 
در کدام کوچه مدینه سینه می زنی؟/ نغمه مستشار نظامی
ساعت ۱٢:۱۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٠ اردیبهشت ۱۳۸٩  کلمات کلیدی: شعر آیینی ، نغمه مستشار نظامی ، شعر نو نیمایی

سالهاست
از میان کوچه های کربلا، نجف، دمشق
بی صدا عبور می کنی
زخمهای کهنه را مرور می کنی
عصرهای پنجشنبه بی گمان
قبل از آمدن به کاظمین و سامرا
دل به خلوت مدینه می زنی
 آه ای غریبه ای که نسبتت به مادری  عزیز می رسد
عصر فاطمیه در کدام کوچه مدینه سینه می زنی؟

 نغمه مستشار نظامی

 


 
وقت رفتن نبود اما مرگ، چه قدر زود دیرشان کرده ست/ نغمه مستشار نظامی
ساعت ۱٠:٢۸ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۸ فروردین ۱۳۸٩  کلمات کلیدی: غزل ، نغمه مستشار نظامی ، قیصر امین ‌پور

واژه هایم چرا سپید شدند؟ غم استاد پیرشان کرده ست
کوچ آن وسعت همیشه سبز، بی شکوه و حقیرشان کرده ست

 بیت هایم سیاه پوشیدند، ابر بر روی ماه پوشیدند
نکند اشتباه پوشیدند! بس که این درد پیرشان کرده ست

اشک در پشت واژه های یتیم، می نشیند که کوه بغض شود
بغض هایی که پلک سنگینی، در گلویم اسیرشان کرده ست

در گلویم اسیر دردی سخت، رفته تا مغز استخوان غزل
استخوان در گلوی هر مصرع،از نفس نیز سیرشان کرده ست

شعر وقتی که شعر ناب شود، واژه وقتی که "قیصر"ی باشد
هر هجا جای روشنی دارد، لحن تو سختگیرشان کرده ست

هر هجا جای روشنی دارد، جای تو در کجای دنیا بود
قله هایی که فتح کردی، عشق، از تو منت پذیرشان کرده ست

قله هایی که فتح شد، حالا، می روی تو، نمی روند آنها
وقت رفتن نبود اما مرگ، چه قدر زود دیرشان کرده ست!!!

نغمه مستشار نظامی


 
دستهایش در میان رود دریا می فروخت / نغمه مستشارنظامی
ساعت ٩:٤٠ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٩ دی ۱۳۸۸  کلمات کلیدی: غزل ، شعر عاشورایی ، نغمه مستشار نظامی

خواب دیدم یک نفر در مشک دریا می فروخت
بالها را می خرید و دستها را می فروخت
 
خواب دیدم آب بی تاب نگاهش مانده بود
او نگاهش را به یک فردای زیبا می فروخت
 
مثل باران در صدایش مهربانی غرق بود
اشکهایش را به یک لبخند صحرا می فروخت
 
او علم بر دوش با خورشید پیمان بسته بود
ماه زیبا را به تاریکی شبها می فروخت
 
گریه می کردند آنشب نخلهای نینوا
در کنار کودکی تنها که خرما می فروخت
 
خواب دیدم مشک را بر شانه اش آتش زدند
دستهایش در میان رود دریا می فروخت

نغمه مستشارنظامی


 
ای پاسخ گرامی امن یجیب ها/ نغمه مستشار نظامی
ساعت ۱٠:٤۱ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۸ فروردین ۱۳۸٩  کلمات کلیدی: غزل ، شعر انتظار ، نغمه مستشار نظامی

ای پاسخ گرامی امن یجیب ها
تعجیل کن به خاطر ما ناشکیب ها

چشم جهان به چشمه دستان سبز توست
جاری شو از ورای فراز و نشیب ها

تکلیف انتقام شهیدان به دوش کیست؟
خون مسیح مانده به روی صلیب ها!

برخیز و بزم شب زدگان را به هم بزن
ای آشنا به ندبه و اشک غریب ها

تعجیل کن به خاطر صدها هزار چشم
ای پاسخ گرامی امن یجیب ها

نغمه مستشار نظامی


 
گمان کنم که زمانش رسیده برگردی/ نغمه مستشار نظامی
ساعت ۱۱:٠٧ ‎ق.ظ روز جمعه ٩ امرداد ۱۳۸۸  کلمات کلیدی: نغمه مستشار نظامی ، غزل ، شعر انتظار

گمان کنم که زمانش رسیده برگردی
به ساحت شب قدر ای سپیده برگردی

هزار بیت فرج نذر می کنم شاید
به دفتر غزلم ای قصیده برگردی

زمان آن نرسیده کرامتی بکنی
قدم به خانه گذاری به دیده برگردی؟

مزار حضرت مهتاب را نشان بدهی
به شهر سبز ترین آفریده برگردی

گمان کنم که زمانش...گمان کنم حالا
که پلک شاعری من پریده برگردی

نگاه کن! به خدا بی تو زندگی تنهاست
قبول کن که زمانش رسیده برگردی

نغمه مستشار نظامی


 
حافظ چه قدر درد تو را نیک گفته است/ نغمه مستشار نظامی
ساعت ۱٠:٤۳ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۸ فروردین ۱۳۸٩  کلمات کلیدی: شعر انتظار ، نغمه مستشار نظامی

از بس که درد می کشی و دم نمی زنی
حتی خدا به صبر تو تبریک گفته است
خورشید اگر هنوز درخشنده مانده نیز
نام تو را درین شب تاریک گفته است

 
 نام تورا تمامی گلها به احترام
 در ابتدای فصل بهاران سروده اند
 در گوش ماه از خبر آن ظهور سبز
 لبخند یک ستاره نزدیک گفته است

  
 آیینه را مقابل چشمت نگاه دار
 این بی غبار درد تو را درک می کند
 انگار با دهان نگاه و زبان اشک
 با تو هزار نکته باریک گفته است
 

 از آنچه رفته است به آیینه دارها
 از آنچه می رود به دل بی غبارها
 از آرزوی کهنه چشم انتظارها
 از هر چه بود و رفت به تفکیک گفته است

  
هرکس به یاد توست تو میبینیش به لطف
 کو عاشقی که یار به حالش نظر نکرد؟
 "ای خواجه درد نیست وگرنه طبیب هست!"
حافظ چه قدر درد تو را نیک گفته است!


 فصل بهار می رسد و بغض کهنه ام
 در بارش دعای فرج تازه می شود
 گویا خدا رسیدن سال جدید را
پیش از زمینیان به تو تبریک گفته است!

نغمه مستشار  نظامی


 
این انتظار پشت زمین را شکسته است/ نغمه مستشارنظامی
ساعت ٥:٢۸ ‎ب.ظ روز جمعه ٤ اردیبهشت ۱۳۸۸  کلمات کلیدی: شعر انتظار ، چارپاره ، نغمه مستشار نظامی

بهاریه ای تقدیم به موعود مهربان


از بس که درد می کشی و دم نمی زنی
حتی خدا به صبر تو تبریک گفته است
مهتاب اگر هنوز درخشنده مانده است
نام تو را درین شب تاریک گفته است

نام تو را پرنده به گوش بهار خواند
صدها درخت پیر جوان شد جوانه زد
چتر اقاقیا به سر کوچه ها نشست
گیسوی باغ را نفس باد شانه زد

گیسوی شهر عطر تورا پخش می کند
بی شک عبور کرده ای از این کنارها
دلدادگان رفته کفن پاره می کنند
صوت سلام می شنوم از مزارها

این انتظار پشت زمین را شکسته است
آقا تو شانه های زمان را تکان بده
تنها به دست تو کمرش راست می شود
لطفی کن و دوباره خودت را نشان بده

این انتظار را به بهاری تمام کن
یا ذره ای به ما بده از آن صبوریت
بی تو نفس کشیدن و مردن بدون تو
تقدیرمان مباد که سخت است دوریت!

نغمه مستشارنظامی

 


 
ماه دیدست در آیینه او رویش را/ نغمه مستشار نظامی
ساعت ٥:۱٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٦ دی ۱۳۸٧  کلمات کلیدی: نغمه مستشار نظامی ، شعر شیعی ، شعر آیینی ، شعر عاشورایی

آسمان خم شده تا بوسه زند مویش را
ماه دیدست در آیینه او رویش را

تشنه لب آمده آورده به قربانگاهت
گردن عاشق هفتاد و دو آهویش را

لاله با یاد تو از جام تهی می نوشد
چشم نرگس به تو مدیون شده سوسویش را

آسمان مشک به دندان مهی خواهد داد
که زمین پل زده بر دجله دو بازویش را

خنجر و حنجره سرخ تو...وا فریادا
آه ای خاک به ما هم برسان بویش را

ماه در کاسه خون...خون خدا در صحرا
آسمان آمده تا بوسه زند مویش را

نغمه مستشار نظامی


 
دلواپسی هایم دو چندان شد،خدا را شکر/ نغمه مستشار نظامی
ساعت ٤:٤۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱ آبان ۱۳۸٧  کلمات کلیدی: غزل ، نغمه مستشار نظامی

تقدیم به پسرم ماهان

تا عشق آمد دردم آسان شد،خدا را شکر!
مادر شدم اوپاره جان شد،خدا را شکر

شوق شنیدن ریخت حتی گریه اش در من
لبخند زد جانم غزلخوان شد،خدا را شکر

من باغبان تازه کاری بودم اما او
یک غنچه زیبا و خندان شد،خدا را شکر

او آمد و باران رحمت با خودش آورد
گلخانه ما هم گلستان شد،خدا را شکر

سنگ صبورم،نور چشمم،میوه قلبم
شب را ورق زد،ماه تابان شد،خدا را شکر

مادر شدن یک امتحان سخت وشیرین است
دلواپسی هایم دو چندان شد،خدا را شکر !!!

نغمه مستشار نظامی ١۶/مهر ١٣٨٧


 
یک کاسه شیر، یک غزل تازه، نان، نمک/ نغمه مستشارنظامی
ساعت ٦:٤٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢۱ شهریور ۱۳۸٧  کلمات کلیدی: غزل ، شعر شیعی ، نغمه مستشار نظامی

این بیت های تازه که پر باز می کنند
در آسمان عشق تو پرواز می کنند
ای مطلع عزیز غزل های من ببین
این شاعران به نام تو آغاز می کنند
هر مصرع قصیده، غزل، چارپاره را
با لحظه لحظه ذکر تو دمساز می کنند
با نام نامی تو سخن زنده می شود
با عین، لام، یای تو اعجاز می کنند
دلگویه های ناب تو بعد از هزار سال
اسلام را همیشه سر افراز می کنند
مولا! بلند پایه ترین قلعه های شعر
در را به روی وسعت تو باز می کنند
حتی هنوز موی یتیمان خسته را
با دستهای عاشقیت ناز می کنند
یک کاسه شیر، یک غزل تازه، نان، نمک
مردان مرد مثل تو پرواز می کنند


27/6/1380
 نغمه مستشارنظامی


 
بهشت باغ بزرگیست: باغ آغوشت/ نغمه مستشار نظامی
ساعت ۳:٥٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢ امرداد ۱۳۸٧  کلمات کلیدی: غزل ، نغمه مستشار نظامی

غزلی تقدیم به مادر مهربانم و همه مادران جهان

 

چه قدر بوی تو خوبست... بوی آغوشت

همیشه زحمت من بوده است بر دوشت

چنان زلال و لطیفی که مطمئن هستم

دو بال بوده به جای دو دست بر دوشت

ولی به خاطر من بال را کنار زدی

که با دو دست بگیری مرا در آغوشت

که با دو دست برایم دو بال بگذاری

به جای روشنی بالهای خاموشت

که آسمان خودت آسمان من باشد

که از بهشت بخوانم دوباره در گوشت

آهای روسریت آفتاب تابستان!

شکوفه تاج سر تو.بنفشه تن پوشت-

بهشت جای قشنگیست جای دوری نیست

بهشت باغ بزرگیست: باغ آغوشت

بهشت اول و آخر گمان نکن حتی

بهشت هم بروم می کنم فراموشت!

نغمه مستشار نظامی

فدای گرمی بی انتهای آغوشت مادر جان


 
علی به بیعت نامرد احتیاج نداشت!/ نغمه مستشار نظامی
ساعت ٤:٠٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢ امرداد ۱۳۸٧  کلمات کلیدی: غزل ، شعر شیعی ، نغمه مستشار نظامی

امیر قافله عشق تخت و تاج نداشت

 خیال داشتن قصر و برج عاج نداشت

نخواست گرد زمین روی دامنش باشد

 که مالکیت باغ خدا خراج نداشت

 بهای قصر بهشت است ذکر او هرچند

میان تیره دلان سکه اش رواج نداشت

به زیر سایه نخلش رطب چه شیرین است

 که برکت شجرش را درخت کاج نداشت

پل قیامتشان بود، درسقیفه شکست

 علی به بیعت نامرد احتیاج نداشت!

نغمه مستشار  نظامی