آیات غمزه

دفتر شعر مجازی؛ بخواه دفتر اشعار و راه صحرا گیر/ چه وقت مدرسه و بحث کشف کشاف است

اگر امشب شب قدر است قرآنها چرا فردا.../میلاد عرفان پور
ساعت ۱٠:٥٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۸ آذر ۱۳٩۱  کلمات کلیدی: غزل ، شعر آیینی ، شعر عاشورایی ، میلاد عرفان پور

چنان اسفند می سوزد به صحرا ریگ ها فردا
چه خواهد شد مگر در سرزمین کربلا فردا

 تمام دشت را زینب به خون آغشته می بیند
مگر باران خون می بارد از عرش خدا فردا

برادر دل گواهی می دهد امشب شب قدر است
اگر امشب شب قدر است قرآنها چرا فردا؟..

همه در جامه احرام دست از خویشتن شستند
شگفتا عید قربان است گویا در منا فردا

ببین شش ماه ات بی تاب در گهواره می گرید
علی از تشنگی جان می دهد امروز یا فردا

ببوسم کاش دست و پای اکبر را و قاسم را
همانانی که می افتند زیر دست و پا فردا

 برادر وقت جان افشانی عباس نزدیک است
قیامت می شود وقتی بگوید یا اخا فردا

 برادر خوب می خواهم ببینم روی ماهت را
که می ترسم دگر نشناسمت بر نیزه ها فردا

به مادر گفته بودم تا قیامت با تو می مانم
تمام هستی من، می روی بی من کجا فردا؟

میلاد عرفان پور


 
شرمنده ام ای درخت! ای گل! ای رود!/ میلاد عرفان پور
ساعت ٥:٢٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٦ امرداد ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: رباعی ، میلاد عرفان پور

رود است علی، پاک و زلالست و روان
کوهست علی، که استوار است و گران
من رود ندیده ام چنین پابرجا
من کوه ندیده ام چنین در جریان



در حنجره،‌ های و هوی خاموشی هاست
چشمم همه پرده خطاپوشی هاست
تا کینه به دل راه نیابد، هر شب
در حافظه‌ام جشن فراموشی هاست



با دشمن خویشیم دمادم در جنگ
او با دم تیغ آمده، ما با دل تنگ
ما رود مدامیم، بگویید به تیغ
ما شیشه عطریم بکوبید به سنگ



ای بی تو زمانه سرد و سنگین در من
ای حسرت روزهای شیرین در من
بی مهری انسان معاصر در توست
تنهایی انسان نخستین در من



خود را که به خلوتی رسانَد خورشید
از داغ، دلش را بِتَکاند خورشید
گفتیم غروب کرده اما انگار
رفته ست نماز شب بخواند خورشید


نارس بودی، حیا شکوفایت کرد
ایمان تو نامدار دنیایت کرد
یک سکه بی رواج بودی ای ماه
این چادر شب بود که زیبایت کرد



صبحی گره از زلف تو وا خواهد شد
راز شب تار برملا خواهد شد
تو آیه وحدتی که با آمدنت
هر قطب نما قبله نما خواهد شد



دل، این دل تنگ، زیر این چرخ کبود
یک عمر دهان جز به شکایت نگشود
آرامش تسبیح شما بر هم خورد
شرمنده ام ای درخت! ای گل! ای رود!

میلاد عرفان پور

شعرخوانی در محضر رهبر حکیم انقلاب- رمضان 1390


 
این درد میان مَردها مشترک است/ میلاد عرفان پور
ساعت ٧:۳۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۱ امرداد ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: رباعی ، میلاد عرفان پور

گفتی که پس از سجود بر می‌گردی
وقتی که صلاح بود بر می‌گردی
در نامه نوشتی که دلت تنگ شده
تافکر کنم که زود بر می‌گردی
 
به ‌آخرین ثانیه‌های جانبازان شیمیایی:
خون... سرفه خشک... درد... بیمارستان...
آیینه‌ای از نبرد... بیمارستان...
پیچید صدای ضج‍ّه شیرزنی!
یک خط کشیده!... م‍َرد... بیمارستان...

 

در باد نشانه‌های بال و پر توست
بر گونه هنوز بوسه آخر توست
گفتند به من در آسمانی... بابا!
خورشید‌ به خون نشسته شاید سر توست

 

گفتم کمی از بهار خون حرف بزن
از غیرت شهر واژگون حرف بزن
وقتی پدرم شهید شد مجنون بود
آقای معلم از جنون حرف بزن!
 


اشک و تب و سوز بوی بابا دارد
اینجا شب و روز بوی بابا دارد
شاید که نرفته است، مادر! به خدا ـ
این چفیه هنوز بوی بابا دارد

 

عکست را پنج‌شنبه‌ها می‌بوسم
یا می‌گریم تو را و یا می‌بوسم
باور دارم که زنده هستی وقتی ـ
من را می‌بوسی و تو را می‌بوسم

 

تا مرهم زخم کهنه ما نمک است
هر سو که نگاه می‌کنم قاصدک است
من ماندم و یک درد به نام‌ِ پرواز
این درد میان مَردها مشترک است

 میلاد عرفان پور


 
در غربت شهر، زنده ماندن سخت است/ میلاد عرفان پور
ساعت ۱٢:٤٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٥ خرداد ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: رباعی ، میلاد عرفان پور

ای موج به موج در پی کشف و شهود
از رنگ و ریای ما نخواهی آسود
در غربت شهر، زنده ماندن سخت است
هرچند که زنده رود باشی  ای رود!

میلاد عرفان پور


 
بــیـدار نمی شـویم الا با مرگ/ میلاد عرفان پور
ساعت ۸:۳٠ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۸ خرداد ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: رباعی ، میلاد عرفان پور

فرداست که زیر بارش تند تگرگ
نه ساقه به جا بمانَد از ما و نه برگ
القصه چنین که خواب ما سنگین است
بــیـدار نمی شـویم الا با مرگ

میلاد عرفان پور


 
غم آمده، پس تو کی میایی ای صبر/ میلاد عرفان پور
ساعت ۸:٥٩ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٥ بهمن ۱۳۸٩  کلمات کلیدی: میلاد عرفان پور ، رباعی

تو هدیه ی زیبای خدایی، ای صبر!
با هر دل خسته آشنایی، ای صبر!
گفتند همانکه غم دهد صبر دهد
غم  آمده! پس تو کی میایی ای صبر؟!

میلاد عرفان پور


 
بیهوده ترک نخورده لب های کویر/ میلاد عرفان پور
ساعت ۸:٥٥ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٩ آذر ۱۳۸٩  کلمات کلیدی: شعر آیینی ، شعر عاشورایی ، رباعی ، میلاد عرفان پور

حق دارد اگر ز خلق دامن چیده ست
از داغ عزیزی ست اگر خشکیده ست
بیهوده ترک نخورده لب های کویر
لب های حسین بن علی را دیده ست

میلاد عرفان پور


 
رفتنش صبح را با خبر کرد/ میلاد عرفان پور
ساعت ٩:۳٩ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٥ آذر ۱۳۸٩  کلمات کلیدی: چارپاره ، میلاد عرفان پور ، شعر انقلاب اسلامی

برای استاد شهید مجید شهریاری
به پاس دینی که بر گردن ما دارد

قصه ی صبح یک روز آذر
 سوز پاییز را بیشتر کرد
یک ستاره از این شهر پر زد
رفتنش صبح را با خبر کرد


مردی آنگونه عاشق که دریا
مردی آنگونه عارف که باران
عالمی از تبار گل سرخ
اوستاد کلاس بهاران


آتشی شعله ی نفرت افروخت
تا مگر عشق پایان بگیرد
غافل از اینکه او مثل ققنوس
تازه در شعله ها جان بگیرد


ما چنان شیشه ی عطر هستیم
عطر ما را شکستن نگیرد
منتشر می شویم از شهادت
دشمن از خشم باید بمیرد


 خصم اگر با سلاح شب آید
ما همه غیرت آفتابیم
چشم در راه خورشید موعود
شهریاران این انقلابیم

 میلاد عرفان پور


 
جان دادن ما برای او باشد کاش/ میلاد عرفان پور
ساعت ٥:٢٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۸ مهر ۱۳۸٩  کلمات کلیدی: رباعی ، میلاد عرفان پور

ما را دم مرگ، آبرو باشد کاش
با دوست مجال گفتگو باشد کاش
عمری به هوای دل خود زیسته ایم
جان دادن ما برای او باشد کاش

میلاد عرفان پور


 
از راه شمال هم نرفتیم به جنگ/ میلاد عرفان پور
ساعت ٥:٥٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٥ شهریور ۱۳۸٩  کلمات کلیدی: رباعی ، دفاع مقدس ، میلاد عرفان پور

در خواب و خیال هم نرفتیم به جنگ
بی رنج و ملال هم نرفتیم به جنگ
ما نسل سپیدبخت سوم بودیم
از راه شمال هم نرفتیم به جنگ

میلاد عرفان پور


 
بابای تو زنده است... هرچند که نیست/ میلاد عرفان پور
ساعت ٥:٥۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٥ شهریور ۱۳۸٩  کلمات کلیدی: رباعی ، دفاع مقدس ، میلاد عرفان پور

یک دختر و آرزوی لبخند که نیست
یک مرد پر از کوه دماوند که نیست
یک مادر گریان که به دختر می گفت:
بابای تو زنده است... هرچند که نیست

میلاد عرفان پور


 
خاموشی مقدس مریم برای من/ میلاد عرفان پور
ساعت ٢:٥۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٠ امرداد ۱۳۸٩  کلمات کلیدی: غزل ، میلاد عرفان پور

شادی برای تو غم عالم برای من
از ماه های سال، محرم برای من

آوای آسمانی داوود مال تو
خاموشی مقدس مریم برای من

از عشق خود جدایم و جای گلایه نیست
این بود ارث حضرت آدم برای من

بی مهری است رسم محبت برای تو
تنهایی است مونس و همدم برای من

این زخم ها معلم خندیدن من اند
حیرانم از ترحم مرهم برای من

یوسف که نیستم ولی آن بنده ام که هیچ
نگذاشته ست صاحب من کم برای من

بگذار عمر در گذر عشق طی شود
حتی اگر نشد که تو یک دم برای من...

میلاد عرفان پور


 
یتیم مانده و محتاج همدم است زمین/ میلاد عرفان پور
ساعت ۱٢:٠٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٧ تیر ۱۳۸٩  کلمات کلیدی: غزل ، شعر آیینی ، میلاد عرفان پور

تویی بهشت که بی تو جهنم است زمین
علی اگر که تویی ابن ملجم است زمین

تو پایه های زمینی سرت سلامت باد
که بی وجود تو آواری از غم است زمین

پرندگان به هوای چه اوج می گیرند؟
برای درک بلندای تو کم است زمین

حسین اگر پسر توست با اشاره ی او
سیاهپوش عزای محرم است زمین

کجایی ای پسر خاک و مونس دل چاه؟
یتیم مانده و محتاج همدم است زمین

چقدر بی تو دل کوچه های کوفه پر است
چقدر بی تو پریشان و درهم است زمین

نداشت طاقت عدل تورا کسی افسوس
علی اگر که تویی ابن ملجم است زمین

میلاد عرفان پور


 
که آبرو ببرد جامه ی شرابی ام امشب/ میلاد عرفان پور
ساعت ۱٢:٠٤ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٧ تیر ۱۳۸٩  کلمات کلیدی: غزل ، شعر آیینی ، میلاد عرفان پور

دگر به ماه چه حاجت که آفتابی ام امشب
که داده چشم شما آسمان آبی ام امشب

مکن محبت از این بیش تا ز شرم نمیرم
حساب کن که همان مرد ناحسابی ام امشب

به جمع پاکدلانم کشانده ای نگرانم
که آبرو ببرد جامه ی شرابی ام امشب

ز پیچ و تاب جهان ایمنم، به زلف سیاهت
اگر گره بخورد زلف پیچ و تابی ام امشب

در آستان تو باید نماز شکر بخوانم
اگر اجازه دهد مستی و خرابی ام امشب

اگر به هرکه و هرچه تمام عمر تلف شد
تمام عمر فدایت! ابوترابی ام امشب

میلاد عرفان پور


 
من کوه ندیده ام چنین در جریان/ میلاد عرفان پور
ساعت ۱٢:٠٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٧ تیر ۱۳۸٩  کلمات کلیدی: رباعی ، میلاد عرفان پور ، شعر آیینی

رود است علی ، پاک و زلال است و روان
کوه است علی که استوار است و گران
من رود ندیده ام چنین پابر جا
من کوه ندیده ام چنین در جریان

میلاد عرفان پور


 
ما که جز وبال شانه ی زمین نبوده ایم/ میلاد عرفان پور
ساعت ۱۱:٥٧ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٧ تیر ۱۳۸٩  کلمات کلیدی: میلاد عرفان پور ، شعر نو نیمایی

این طرف
سبزه ای دم اذان
           لابلای سنگفرش ها
  در پیاده رو
جانماز خویش را گشوده است
هیچ فکر آبرو نمی کند

آن طرف
در میان باغچه
هیچ غنچه ای
خنده بی وضو نمی کند

ماولی
هیچ گاه
آنچنان و اینچنین نبوده ایم
ما که جز وبال شانه ی زمین نبوده ایم


میلاد عرفان پور


 
به نام تو در و دیوار خانه می لرزد/ میلاد عرفان پور
ساعت ۱:۱٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٤ اردیبهشت ۱۳۸٩  کلمات کلیدی: غزل ، شعر آیینی ، میلاد عرفان پور

چنانکه دست گدایی شبانه می لرزد
دلم برای تو ای بی نشانه می لرزد

هنوز کوچه به کوچه ،حکایت از مردی ست
که دستِ بسته ی او عاشقانه می لرزد

چه رفته است به دیوار و در که تا امروز
به نام تو در و دیوار خانه می لرزد

چه دیده در که پیاپی به سینه می کوبد؟
چه کرده شعله که با هر زبانه می لرزد؟

هنوز از آنچه گذشته است بر در و دیوار
به خانه  چند دلِ کودکانه می لرزد

دگر نشان مزار تو را نخواهم خواست
که در جواب، زمین و زمانه می لرزد

 ز من شکیب مجو ، کوه صبر اگر باشم
همین که نام تو آرند شانه می لرزد

میلاد عرفان پور


 
وقتی که نماز را شکسته است سفر/ میلاد عرفان پور
ساعت ۱٢:٥٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۳ فروردین ۱۳۸٩  کلمات کلیدی: رباعی ، میلاد عرفان پور

برجاده لمیده باده در دست، سفر
این مست تر از مست تر از مست -سفر-
کی از دل بی نوای ما می گذرد؟!
وقتی که نماز را شکسته است سفر

میلاد عرفان پور


 
تنهایی من سرش شلوغ است امشب/ میلاد عرفان پور
ساعت ۱۱:٠۱ ‎ق.ظ روز شنبه ۸ فروردین ۱۳۸۸  کلمات کلیدی: رباعی ، میلاد عرفان پور

سرگرم مناجاتم و سرمست امشب
از هرکه جز او کشیده ام دست امشب
دیر آمده ای رفیق! دیر آمده ای
تنهایی من سرش شلوغ است امشب

میلاد عرفان پور


 
ما رود مدامیم بگویید به تیغ/ میلاد عرفان پور
ساعت ٢:٥٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۱ دی ۱۳۸۸  کلمات کلیدی: رباعی ، میلاد عرفان پور

با دشمن خویشیم دمادم در جنگ
او با دم تیغ آمده   ما با دل تنگ

ما رود مدامیم بگویید به تیغ
ما شیشه ی عطریم بگویید به سنگ

میلاد عرفان پور


 
بیهوده مگویید بهارم این است/ میلاد عرفان پور
ساعت ۱۱:٠٢ ‎ق.ظ روز شنبه ۸ فروردین ۱۳۸۸  کلمات کلیدی: رباعی ، میلاد عرفان پور

بلبل نگران است و چمن، غمگین است
در بهت درختان، سر گل پایین است
بیهوده مگویید بهارم این است
امروز فقط اول فروردین است!

میلاد عرفان پور


 
ثمن بخس، فراوان و تجارت، آزاد/ میلاد عرفان پور
ساعت ۳:۱٩ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۳ آبان ۱۳۸۸  کلمات کلیدی: غزل ، میلاد عرفان پور ، شعر سیاسی اجتماعی

نه! امیدی به شما نیست، حقارت، آزاد
هرچه خواهید بگویید جسارت، آزاد

آبروی وطنم یوسف بازار شده ست
ثمن بخس، فراوان و تجارت، آزاد

شیختان با همه شیرینی و شهرآشوبی
فتویِ فتنه فرستاد: شرارت، آزاد

راه بر مشت گره کرده ی مردم بستید
تا به دشمن شود انگشت اشارت، آزاد

 حرم از دست حرامی نگرفتیم که باز
پیک و پیغام فرستید که غارت، آزاد

 پاکدامن وطنم را به کسی نفروشید
خاصه این فرقه ی از قید طهارت، آزاد

بی وضو زائر این خاک نباید! چه کسی
گفته این قوم نجس را که زیارت، آزاد؟

الغرض معنی آزادی اگر این باشد
وقت آن است  بگوییم اسارت آزاد

میلاد عرفان پور


 
دلیل سجده ی طولانی من/ میلاد عرفان پور
ساعت ۱٠:٢٥ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٥ امرداد ۱۳۸۸  کلمات کلیدی: دوبیتی ، میلاد عرفان پور

مبر از پینه ی پیشانی من
گمان بر رتبه ی عرفانی من

ز خاطر بردن ذکر سجود است
دلیل سجده ی طولانی من

میلاد عرفان پور


 
زمستان پیرمردی سالخورده است/ میلاد عرفان پور
ساعت ٢:٢٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۱ فروردین ۱۳۸۸  کلمات کلیدی: رباعی ، میلاد عرفان پور

پس از او نیز  نامش را نگهدار                  
شکوه صبح و شامش را نگهدار

زمستان پیرمردی سالخورده است            
بهارا !  احترامش را نگهدار

میلاد عرفان پور


 
تنهایی انسان نخستین در من/ میلاد عرفان پور
ساعت ٩:٠۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۳٠ مهر ۱۳۸٧  کلمات کلیدی: رباعی ، میلاد عرفان پور

ای بی تو زمانه سرد و سنگین در من!
ای حسرت روزهای شیرین در من!

بی مهری انسان معاصر در توست
تنهایی انسان نخستین در من!

میلاد عرفان پور


 
ای جاده ی پیر! همسفر یعنی تو/ میلاد عرفان پور
ساعت ٩:٥٦ ‎ب.ظ روز شنبه ٢ شهریور ۱۳۸٧  کلمات کلیدی: رباعی ، میلاد عرفان پور

ای بسته زبان! مرد خطر یعنی تو
در این ره سخت ، بال و پر یعنی تو
آن مدعیان یکی یکی برگشتند
ای جاده ی پیر! همسفر یعنی تو

 

غمگین نشد از این که به او تاخته اند
یا اینکه به جانش تبر انداخته اند
وقتی جگر انار خون شد که شنید
از شاخه ی او چوب فلک  ساخته اند

 

از مهر نبرده ای نصیبی ای شب!
داری به گلو بغض عجیبی ای شب!
وقتی که تو می رسی همه می خوابند
بدجور میان ما غریبی ای شب!

میلاد عرفان پور


 
ای تنهایی سلام حالت خوب است/ میلاد عرفان پور
ساعت ۳:٤۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٤ امرداد ۱۳۸٧  کلمات کلیدی: رباعی ، میلاد عرفان پور

گفتی به چه دلخوشی؟... سؤالت خوب است

 گفتی که غریب... احتمالت خوب است

از شهر دلم گرفته بر خواهم گشت

  ای تنهایی! سلام! حالت خوب است؟

 

آه ای  پر و بال من پر و بال خودت!

من را نکشان چنین به دنبال خودت

کالای شکسته را خریداری نیست

این دل که خودت شکسته ای مال خودت

 

 

ای دل نگران که چشم هایت بر در...

شرمنده که امروز به یادت کمتر...

جز رنج چه بود سهمت از این همه عشق

مظلوم ترین عاشق دنیا ! مادر!

 

از مهر نبرده ای نصیبی ای شب!

داری به گلو بغض عجیبی ای شب!

وقتی که تو می رسی همه می خوابند

بدجور میان ما غریبی ای شب!

 

سرمای تو کشت خواهرم را ای برف!

خون کرد دل برادرم را ای برف

آهسته ببار تا بیابم شاید

گیسوی سپید مادرم را ای برف

 

 

هرچند که از جوش و خروشش سخن است

یک عمــر نفهمید که دریـــــا، کــــفن است

ماییم که مشتاق صعودیم ای کوه!

تـنها هنـــر رود ، فـــرود آمـــــدن است!

 

میلاد عرفان پور


 
بار مصیبت/ میلاد عرفان پور
ساعت ۱٢:٢٦ ‎ب.ظ روز جمعه ٢۸ تیر ۱۳۸٧  کلمات کلیدی: رباعی ، شعر شیعی ، میلاد عرفان پور

به صبر حضرت زینب سلام الله علیها

ای کاش فراغتی فراهم می شد
از وسعت دردهای تو کم می شد

این بار مصیبتی که بر شانه توست
ایوب اگر داشت قدش خم می شد

میلاد عرفان پور