آیات غمزه

دفتر شعر مجازی؛ بخواه دفتر اشعار و راه صحرا گیر/ چه وقت مدرسه و بحث کشف کشاف است

سکوت و سکوت و سکوت/ مهدی فداکار
ساعت ٩:۱۸ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۸ شهریور ۱۳۸٧  کلمات کلیدی: غزل ، مهدی فداکار

سه تا قطره چند تا سکوت
چکید از لبان فلوت
درآمد به شکل سؤال
و از انتشار سقوط؛
حقیقت‌تر از تلخ‌ها
پراکنده شد عطر توت
همه نازآوازها
گذشتند از روبروت
میان درختان ده
تبر پر زد و عنکبوت
به زخم نوک دارکوب
همه خط‌خطی شد بلوط
نماند آشیانی بجز
سکوت و سکوت و سکوت


 
نبض خاکسترم به دست باد/ مهدی فداکار
ساعت ٩:۱٥ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢۱ شهریور ۱۳۸٧  کلمات کلیدی: غزل ، مهدی فداکار

همچنان خسته آه بر شانه
می روم با نگاه بر شانه
تاولی گشته ام همه افسوس
با کمانی گواه بر شانه
می رسم ناله از بهاری زرد
با خزانی گناه بر شانه
می شوم زخم آسمان بی ابر
حلق خشکیده چاه بر شانه
مثل خرمن که شعله می بافد
توده توده تباه بر شانه؛
از من اما فقط همین مانده است
هق هقی گاه گاه بر شانه
نبض خاکسترم به دست باد
لخته لخته براه بر شانه
کوچه خواب است و رفته است مردی
سایه در سایه ماه بر شانه


 
فرصت انتخاب را برداشت/ مهدی فداکار
ساعت ٩:۱٢ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢۱ شهریور ۱۳۸٧  کلمات کلیدی: غزل ، مهدی فداکار

خم شد از رود ، آب را برداشت
اشکی از آفتاب را برداشت
آسمان را کشید تا پایین
بسته‌ی ماهتاب را برداشت
در به در گوشه گوشه ها راگشت
ناگهان! اضطرب را برداشت
آمد آمد به رخوتم افتاد
فرصت انتخاب را برداشت
شد هم آغوش خستگی ، تا صبح
از دل آرام خواب را برداشت
کرد پنهان میان مشتش زخم
اندکی التهاب را برداشت
اشک شد قطره قطره در یک جام
کوزه‌های شراب را برداشت
جمله‌ای با علامت پرسش
خبر ناصواب را برداشت
شد مصمّم بکوچد از کوچه
با دو بالش شتاب را برداشت
رفت و یک نقطه ماند از او ، آنگاه
از سپیدی نقاب را برداشت
ساز او شکسته شد ، دیدم
قطعات رباب را برداشت
از تماشای او دلم ، تنها
یک ورق از کتاب را برداشت

مهدی فداکار