آیات غمزه

دفتر شعر مجازی؛ بخواه دفتر اشعار و راه صحرا گیر/ چه وقت مدرسه و بحث کشف کشاف است

خدا نقاشی‌ات کرد و به دیوار تماشا زد/ مهدی عابدی
ساعت ۱۱:٠۱ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۸ مهر ۱۳۸۸  کلمات کلیدی: غزل ، مهدی عابدی

خدا نقاشی‌ات کرد و به دیوار تماشا زد
خدا رنگ تو را روی تمام دیدنی‌ها زد

شب از چشمان تو فهمید برتر از سیاهی نیست
اگر مشکی نشد دریا به بخت خویشتن پا زد

خدا شیرینی نام تو را در آب‌ها حل کرد
از آن پس هر که عاشق گشت اول دل به دریا زد

بزرگی، مهربانی، بی‌دریغی، آن قدر خوبی
که حتی می‌توان گاهی تو را جای خدا جا زد!

دوباره شب شد و در من خیال شاعری گل کرد
دوباره از غزل‌هایم تب عشق تو بالا زد

غزل‌های مرا خواندند و صدها مرحبا گفتند
که زیر بیت ـ بیتش آفرینی از تو امضا زد

مهدی عابدی


 
ای ناگهان تر از همه اتفاق ها/ مهدی عابدی
ساعت ۳:۱٥ ‎ب.ظ روز جمعه ٢ اسفند ۱۳۸٧  کلمات کلیدی: غزل ، شعر انتظار ، مهدی عابدی

ای ناگهان تر از همه اتفاق ها
پایان خوب قصه تلخ فراق ها

یک جا به شوق آمدنت باز می شوند
درهای نیمه باز تمام اتاق ها

یک لحظه بی حمایت تو ای ستون عشق
سر باز می کنند ترک های طاق ها

بی دستگیری ات به کجا راه می برم
در این مسیر پر شده از باتلاق ها

باز آ بهار من که به نوبت نشسته اند
در انتظار مرگ درختان، اجاق ها

ای وارث شکوه اساطیر! جلوه کن
تا کم شود ابهت پر طمطراق ها

مهدی عابدی

 


 
ای ناگهان تر از همه اتفاقها/ مهدی عابدی
ساعت ٥:۳٩ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢ خرداد ۱۳۸٧  کلمات کلیدی: غزل ، شعر انتظار ، مهدی عابدی

ای ناگهان تر از همه اتفاقها

پایان خوب قصه تلخ فراقها

یکجا زشوق آمدنت باز می شوند

درهای نیمه باز تمام اتاقها

یک لحظه بی حمایت تو ای ستون عشق

سر باز می کنند ترکها به طاقها

بی دستگیری ات به کجا راه می برم؟

در این مسیر پر شده از باتلاقها

باز آ، بهار من ! که به نوبت نشسته اند

در انتظار مرگ درختان اجاقها

ای وارث شکوه اساطیر ! جلوه کن

تا کم شود ابهت پر طمطراقها

مهدی عابدی


 
ای ناگهان تر از همه اتفاق ها/ مهدی عابدی
ساعت ٢:٤٦ ‎ب.ظ روز شنبه ۳۱ فروردین ۱۳۸٧  کلمات کلیدی: غزل ، مهدی عابدی

ای ناگهان تر از همه اتفاقها

پایان خوب قصه تلخ فراقها

یکجا زشوق آمدنت باز می شوند

درهای نیمه باز تمام اتاقها

یک لحظه بی حمایت تو ای ستون عشق

سر باز می کنند ترکها به طاقها

بی دستگیری ات به کجا راه می بریم؟

در این مسیر پر شده از باتلاقها

باز آ، بهار من ! که به نوبت نشسته اند

 در انتظار مرگ درختان اجاقها

ای وارث شکوه اساطیر ! جلوه کن

 تا گم شود ابهت پر طمطراقها

 مهدی عابدی