آیات غمزه

دفتر شعر مجازی؛ بخواه دفتر اشعار و راه صحرا گیر/ چه وقت مدرسه و بحث کشف کشاف است

شعرخوانی مهدی جهاندار در شب شعر جوهر سرخ
ساعت ٩:٠۳ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢۸ آبان ۱۳٩۱  کلمات کلیدی: مهدی جهاندار ، شعر انقلاب اسلامی ، کلیپ تصویری


 
این خبر را برسانید به کنعانی ها/ مهدی جهاندار
ساعت ٤:٠۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱ آذر ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: مهدی جهاندار ، غزل ، شعر انتظار

یوسف، ای گمشده در بی سر وسامانی ها!
این غزل خوانی ها، معرکه گردانی ها

 سر بازار شلوغ است،‌ تو تنها ماندی
همه جمع اند، چه شهری، چه بیابانی ها
 
چیزی از سوره یوسف به عزیزی نرسید
بس که در حق تو کردند مسلمانی ها

همه در دست، ترنجی و از این می رنجی
که به نام تو گرفتند چه مهمانی ها

خواب دیدم که زلیخایم و عاشق شده ام
ای که تعبیر تو پایان پریشانی ها

عشق را عاقبت کار پشیمانی نیست
این چه عشقی است که آورده پشیمانی ها؟

 "این چه شمعی است که عالم همه پروانه اوست؟"
این چه پروانه که کرده است پر افشانی ها؟

 یوسف گمشده! دنباله این قصه کجاست؟
بشنو از نی که غریب اند نیستانی ها

 بوی پیراهن خونین کسی می آید
این خبر را برسانید به کنعانی ها

مهدی جهاندار


 
در جزر و مد چاه، یک دریا علی مانده است/ مهدی جهاندار
ساعت ۱:۳٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۳٠ امرداد ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: غزل ، شعر آیینی ، مهدی جهاندار

یک کوچه غیرت ای قلندر تا علی (ع) مانده است
شمشیر بر دارد هر آن کس با علی (ع) مانده است

دیشب تمام کوچه های کوفه را گشتم
تنها علی(ع)، تنها علی(ع)، تنها علی(ع) مانده است

ای ماهتاب آهسته تر اینجا قدم بگذار!
در جزر و مد چاه، یک دریا علی(ع) مانده است

از خیل مردانی که می گفتند می مانیم
انگار تنها ابن ملجم با علی(ع) مانده است

ای مرد! بر تیغت مبادا خاک بنشیند
برخیز! تا برخاستن یک «یاعلی»(ع) مانده است

مهدی جهاندار


 
مردن آسان است بسم الله الرحمن الرحیم/ مهدی جهاندار
ساعت ۳:۳٧ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٥ تیر ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: غزل ، مهدی جهاندار

عشق سوزان است بسم الله الرحمن الرحیم
هرکه خواهان است بسم الله الرحمن الرحیم

دل اگر تاریک اگر خاموش بسم الله نور
گر چراغان است بسم الله الرحمن الرحیم

نامه ای را هُد هُد آورده ست آغازش تویی
از سلیمان است بسم الله الرحمن الرحیم

سوره ی والیل من برخیز و والفجری بخوان
دل شبستان است بسم الله الرحمن الرحیم

قل هو الله احد قل عشق الله الصمد
راز پنهان است بسم الله الرحمن الرحیم

گیسویت را بازکن انا فتحنایی بگو
دل پریشان است بسم الله الرحمن الرحیم

ای لبانت محیی الاموات لبخندی بزن
مردن آسان است بسم الله الرحمن الرحیم

میزبان عشق است و وای از عشق! غوغا می کند
هر که مهمان است بسم الله الرحمن الرحیم

مهدی جهاندار


 
برخیز! تا برخاستن یک «یاعلی» مانده است/ مهدی جهاندار
ساعت ۸:٠٧ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٥ اردیبهشت ۱۳۸۸  کلمات کلیدی: غزل ، شعر انتظار ، مهدی جهاندار

یک کوچه غیرت ای قلندر تا علی (ع) مانده است
شمشیر بر دارد هر آن کس با علی (ع) مانده است

دیشب تمام کوچه های کوفه را گشتم
تنها علی(ع) تنها علی(ع)، تنها علی(ع) مانده است

ای ماهتاب آهسته تر اینجا قدم بگذار!
در جزر و مد چاه، یک دریا علی(ع) مانده است

از خیل مردانی که می گفتند می مانیم
انگار تنها ابن ملجم با علی(ع) مانده است

ای مرد! بر تیغت مبادا خاک بنشیند
برخیز! تا برخاستن یک «یاعلی»(ع) مانده است

مهدی جهاندار


 
یک‌روز صبح زود تو از راه می‌رسی/ مهدی جهان‌دار
ساعت ٧:٠٤ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٤ آذر ۱۳۸٧  کلمات کلیدی: شعر انتظار ، مثنوی ، مهدی جهاندار

    هرجا غزل به قافیه یار می‌رسد
    ای دل حکایت تو به تکرار می‌رسد

    یک‌روز صبح زود تو از خواب می‌پری
    چشمت به او می‌افتد و پر در می آوری

    او کیست؟ تازه قصه‌ی ما می‌شود شروع
    بود و یکی نبود خدا می‌شود شروع

    ناگه به خود می‌آیی و درمانده می‌شوی
    دل‌خسته از بهشت خدا رانده می‌شوی

    طوفان شروع می‌شود و ماجرا تویی
    کشتی به آب می‌زند و ناخدا تویی

    از شهر می‌گریزی و تنها، تبر به دست
    حتی بت بزرگ دلت را شکسته است

    یک‌روز دیگر از تو نجابت، نگاه از او
    زل می زنی به چشم زلیخا و آه از او

    این قصه در ادامه به دریا رسیده است
    یعنی عصا دوباره به موسی رسیده است

    دل پادشاه گشت و سلیمان ماجراست
    بلقیس پس کجاست که پایان ماجراست

    ای روزگار! قافیه تنگ است و باز من
    من یونسم دهان نهنگ است و باز من

    وقتی خریده‌اند به سیبی تو را مرنج
    نفروختند اگر به صلیبی تو را مرنج

    یک‌روز صبح زود تو از خواب می‌پری
    چشمت به او می‌افتد و پر در می‌آوری

    او کیست تازه قصه‌ی ما می‌شود شروع
    بود و یکی نبود خدا می‌شود شروع

    من منتظر نشسته که ناگاه می‌رسی
    یک‌روز صبح زود تو از راه می‌رسی

    مهدی جهان‌دار


 
خدای ما دوباره سنگ و چوب شد نیامدی/ مهدی جهاندار
ساعت ٧:٤٤ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٦ امرداد ۱۳۸٧  کلمات کلیدی: غزل ، شعر انتظار ، شعر شیعی ، مهدی جهاندار

چه روزها که یک به یک غروب شد نیامدی
چه بغض ها که در گلو رسوب شد نیامدی
خلیل آتشین سخن، تبر به دوش بت شکن
خدای ما دوباره سنگ و چوب شد نیامدی
برای ما که خسته ایم و دل شکسته ایم نه
ولی برای عده ای چه خوب شد نیامدی
تمام طول هفته را به انتظار جمعه ام
دوباره صبح، ظهر، نه! غروب شد نیامدی

مهدی جهاندار


 
دوبار صبح ، ظهر نه غروب شد نیامدی/ مهدی جهاندار
ساعت ٧:٠۳ ‎ب.ظ روز جمعه ۳ خرداد ۱۳۸٧  کلمات کلیدی: غزل ، شعر انتظار ، مهدی جهاندار

چه جمعه ها که یک به یک غروب شد نیامدی

چه بغضها که در گلو رسوب شد نیامدی

خلیل آتشین سخن ، تبر به دوش بت شکن

خدای ما دوباره سنگ و چوب شد نیامدی

برای ما که خسته ایم و دل شکسته ایم نه

ولی برای عده ای چه خوب شد نیامدی

تمام طول هفته را به انتظار جمعه ام

دوبار صبح ، ظهر نه غروب شد نیامدی

مهدی جهاندار