آیات غمزه

دفتر شعر مجازی؛ بخواه دفتر اشعار و راه صحرا گیر/ چه وقت مدرسه و بحث کشف کشاف است

مترس از موج، بسم الله مجریها و مُرسیها/ محمدمهدی سیار
ساعت ۱٢:٢٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱ خرداد ۱۳٩٢  کلمات کلیدی: غزل ، محمدمهدی سیار

در این کشتی درآ، پا در رکاب ماست دریاها
مترس از موج، بسم الله مجریها و مُرسیها

اگر این ساحران اطوار می ریزند طوْری نیست!
عصا در دست اینک می رسند از کوه موسی ها

 زمین آسمان جُل را به حال خویش بگذارید
کسی چشم انتظار ماست آن بالا و بالاها

بیاید هر که از فرهاد شیرین عقل تر باشد
نیاید هیچ کس جز ما و مجنون ها و لیلاها

 همین از سر گذشتن سرگذشت ماست پنداری
همین سرها... همین سرهای سرگردان صحراها

شب قدری رقم زد خون ما تقدیر عالم را
که همرنگ غروب ماست صبح سرخ فرداها

محمدمهدی سیار


 
شعرخوانی محمد مهدی سیار در شب شعر جوهر سرخ
ساعت ٩:۱٦ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢۸ آذر ۱۳٩۱  کلمات کلیدی: محمدمهدی سیار ، کلیپ تصویری ، شعر انقلاب اسلامی


 
بی آب نیستیم ...خداحافظت عمو!/ محمدمهدی سیار
ساعت ٩:٠۱ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٦ آذر ۱۳٩۱  کلمات کلیدی: غزل ، شعر آیینی ، شعر عاشورایی ، محمدمهدی سیار

ما را نمانده است دگر وقت گفتگو
تا درد خویش با تو بگوییم مو به مو

 از خار، گرچه گرد حرم پاک کرده ای
تا شام و کوفه راه درازی است پیش رو...

خون گوشواره ها زده بر گوشهایمان
صد بغض مانده جای گلوبند در گلو

تنها گذاشتیم تنت را و می رویم
اما سر تو همسفر ماست کو به کو

 بی تاب نیستیم...خداحافظت پدر!
بی آب نیستیم ...خداحافظت عمو!

محمدمهدی سیار


 
نام خدا را سنگ روی سنگ نشمارید/ محمدمهدی سیار
ساعت ٥:٤۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۸ مهر ۱۳۸٩  کلمات کلیدی: غزل ، محمدمهدی سیار

غیر از کمین تازه نیرنگ نشمارید
رنگین کمان صلح را جز رنگ نشمارید

ما را خبرهایی است ... پیش رو خطرهایی است
آن «خاطرات» پشت سر را «جنگ» نشمارید

سنگی برای «رمی» از آن تسبیح برگیرید
نام خدا را سنگ روی سنگ نشمارید

خود، حلقه دار است این زنجیره تکرار
تکرارها را باز چون آونگ نشمارید

سودای ما «سیر من الحق الی الخلق» است
برگشتن فواره‌ها را ننگ نشمارید

محمدمهدی سیار


 
ستاره سحرم پیشمرگ خورشیدم/ محمدمهدی سیار
ساعت ٢:٠٢ ‎ب.ظ روز شنبه ۳ مهر ۱۳۸٩  کلمات کلیدی: محمدمهدی سیار ، غزل

هنوز مثل زمین در طواف خورشیدم
ولی زمین نشدم، گرد خود نچرخیدم

حکایت من و باران که می گریست یکی ست
از آسمان به زمین کرده اند تبعیدم

مرور می کنم این سال های هجری را
پر از تلاقی ماه محرم و عیدم

بگو به باد که من آفتابگردانم
جز آفتاب به ساز کسی نرقصیدم

گل محمدی ام من، سلامم و صلوات
ولی سراپا تیغم اگر بچینیدم!

ستارگان سحر پیشمرگ خورشیدند
ستاره سحرم پیشمرگ خورشیدم

محمدمهدی سیار