آیات غمزه

دفتر شعر مجازی؛ بخواه دفتر اشعار و راه صحرا گیر/ چه وقت مدرسه و بحث کشف کشاف است

شعرخوانی علی داوودی
ساعت ٩:۱٩ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢ آذر ۱۳٩۱  کلمات کلیدی: علی داوودی ، کلیپ تصویری


 
هرشب میان مقبره ها راه می روم/ علی داوودی
ساعت ٦:٠٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٦ آبان ۱۳۸٧  کلمات کلیدی: غزل ، علی داوودی

باید که لهجه کهنم را عوض کنم
این حرفِ مانده در دهنم را عوض کنم

یک شمعِ تازه را بسرایم از آفتاب
شمع قدیم سوختنم را عوض کنم

هرشب میان مقبره ها راه می روم
شاید هوای زیستنم را عوض کنم

بردار شعر های مرا مرهمی بیار
بگذار وصله های تنم را عوض کنم

بگذار شاعرانه بمیرم از این سرود
از من مخواه تا کفنم را عوض کنم

من که هنوز خسته باران دیشبم
فرصت بده که پیرهنم را عوض کنم

علی داوودی


 
هرشب میان مقبره ها راه می روم/ علی داوودی
ساعت ٤:٠٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۳ مهر ۱۳۸٧  کلمات کلیدی: غزل ، علی داوودی

باید که لهجه کهنم را عوض کنم
این حرفِ مانده در دهنم را عوض کنم

یک شمعِ تازه را بسرایم از آفتاب
شمع قدیم سوختنم را عوض کنم

هرشب میان مقبره ها راه می روم
شاید هوای زیستنم را عوض کنم

بردار شعر های مرا مرهمی بیار
بگذار وصله های تنم را عوض کنم

بگذار شاعرانه بمیرم از این سرود
از من مخواه تا کفنم را عوض کنم

من که هنوز خسته باران دیشبم
فرصت بده که پیرهنم را عوض کنم

علی داوودی

 


 
تحمل تو مرا ک‍ُشت ای شهید مکر‌ّر/ علی داوودی
ساعت ۱٠:٤۸ ‎ب.ظ روز جمعه ۱ خرداد ۱۳۸۸  کلمات کلیدی: غزل ، دفاع مقدس ، علی داوودی

نگاه منتظرش، مانده رو به در... که نمیرد
دلی شکسته و چشمی همیشه تر ... که نمیرد

و هر نفس‌ ـ غزلی در گلو‌ ـ‌ به ش‍ِکوه نشسته
ترانه‌ای ز خدا می‌کند ز بر ... که نمیرد

چه آسمان بزرگی است در حوالی غ‍ُربت
به میله‌های قفس بسته بال و پر ... که نمیرد

نگاه منتظرش مانده رو به ما، به خیابان
و س‍ُرفه می‌زند و سرفه، آن‌قدر که نمیرد

نه فکه و نه شلمچه نه کربلا نه دو کوهه
میان خانه‌ جان می‌دهد پدر... که نمیرد

تحمل تو مرا ک‍ُشت ای شهید مکر‌ّر
به پای ماندنت این دل نهاده سر که نمیرد

دلم گرفته از این برزخ همیشه دویدن
نه آن جگر که نماند، نه آن هنر که نمیرد


نگاه منتظرش ماند و... در دوباره به هم خورد
بگیر قلب مرا با خودت ببر که نمیرد

چه ذره ذره دلم می‌دود به جان کندن
به پای عشق نخواهد رسید، هر که نمیرد

نگاه منتظرش ماند و... کاش بارانی!
دلی شکسته و قلبی همیشه ت‍َر... که نمیرد

علی داوودی
به سالهای پر اندوه همسران مفقودین

 


 
پرستوها، پرستوها، پرستوها، پرستوها/ علی داوودی
ساعت ٦:٠٤ ‎ب.ظ روز جمعه ۱ شهریور ۱۳۸٧  کلمات کلیدی: غزل ، شعر انتظار ، علی داوودی

 خدا، نه! شکل انسان، نه! جدا از رنگ ها، بوها
تو را با خویش می سنجند، دنیای ترازوها
کتابی! سوره هایت، هر ورق، معنای خورشیدند
جهان آیینه ی کور است و تفسیر ارسطوها
 نسیمی! بوی گندم زار در تو می دود هر دم
نه! سودای شرابی در تو می رقصند هندوها
قیامت در قیامت، رستخیز شاعران هستی
طرب در من ندارد رقص خلخال و النگوها
جهان، این چشم های سرمه کش در انتظار توست
که فانوسی بیاویزی، در این سوسوی گیسوها
نماز سبز گلدان های نومیدی، اجابت کن
بیاری گل، بریزی عطر در دستان شب بوها
تو راز غنچه های سر به مهری ای بهار تلخ!
بیا بگذار شیرین بگذرد اوقات کندوها
طلسم دیر سال خاک شاید بشکند امشب
که بر خود حرز می بندند اینجا، سحر و جادوها
 کمان در دست ابروها، جهان دست پری روها
 خوشم با این تکاپوها، چه اشراقی است این سوها
پرستوها که برگردند، فال عشق می گیرم
پرستوها، پرستوها، پرستوها، پرستوها

علی داوودی