آیات غمزه

دفتر شعر مجازی؛ بخواه دفتر اشعار و راه صحرا گیر/ چه وقت مدرسه و بحث کشف کشاف است

از باغ ما درختی اگر کم شود چه باک/ سید محمد مهدی شفیعی
ساعت ۱٢:٤٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٥ دی ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: سید محمد مهدی شفیعی ، غزل ، شعر انقلاب اسلامی

سهم تو از بهار اگر غم شود چه باک؟!
چشمت اگر که چشمه ی شبنم شود چه باک؟!

ای خاک! ریشه های تو با خون عجین شده ست
سهم ات اگر که خون دمادم شود چه باک؟!

از تو هزار سیل خروشان گذشته است
حالا اگر که بارش نم نم شود چه باک؟!

دست تبر رسید و درختی بریده شد
از باغ ما درختی اگر کم شود چه باک؟!

با مستی شراب نه، با تلخی اش خوشیم
پیمانه ها تمام اگر سم شود چه باک؟!

شهری که گوشه گوشه ی آن مجلس عزاست
یکسر اگر که خیمه ی ماتم شود چه باک؟!

تقویم عشق، دم به دم اش وقت روضه است
هر روز اگر که وقف محرم شود چه باک؟!

سید محمد مهدی شفیعی


 
سرخ از شراره های کدامین کشیده اند؟!/ سید محمد مهدی شفیعی
ساعت ۱:۱٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٦ شهریور ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: غزل ، شعر فلسطین ، سید محمد مهدی شفیعی

این گونه ها که ماتم دیرین کشیده اند
سرخ از شراره های کدامین کشیده اند؟!

این کودکان که گشته زمستان نصیبشان
قد در بهار خاک فلسطین کشیده اند

در دفتر سپیده خطِ خون نوشته اند
خط بر سیاه مشق دروغین کشیده اند


فرعون های شومِ پیمبر نقاب را
از تخت های شب زده پایین کشیده اند

با سنگ های خویش، ابابیل های شهر
از زیر پای ابرهه ها زین کشیده اند

تا این درخت کهنه ی زیتون ثمر دهد
دور تمام باغچه پرچین کشیده اند

این شاعران کوچک از عشق شعله ور
آرایه را به بند مضامین کشیده اند

سید محمد مهدی شفیعی


 
تاریخ دروغ تازه ای آورده ست/ سید محمد مهدی شفیعی
ساعت ۸:۳٩ ‎ق.ظ روز شنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: رباعی ، شعر سیاسی ، سید محمد مهدی شفیعی

 به خواهرم آیات:

این باغچه را خزان نخواهد فهمید
صد جنگل بیکران نخواهد فهمید
افسوس که مثل گریه ی اقیانوس
لبخند تو را جهان نخواهد فهمید!


اندوه بهار از دهنت می ریزد
از شیوه ی سرخ سخنت می ریزد
آیات جهاد است که قطره قطره
بر دفترم از زخم تنت می ریزد!

 

همدست شدند و چاه را دزدیدند
این یوسف بی پناه را دزدیدند
شب بود و به خواب رفت این بار پلنگ
یک قافله گرگ ماه را دزدیدند!

 

مرثیه ی بی اجازه ای آورده ست
بر دوش خودش جنازه ای آورده ست
تو زنده ای و صدات در من جاریست
تاریخ دروغ تازه ای آورده ست...!

 سید محمد مهدی شفیعی


 
داغ تو پر روح الامین را سوزاند/ سید محمد مهدی شفیعی
ساعت ۸:٠٤ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢۸ آذر ۱۳۸٩  کلمات کلیدی: سید محمد مهدی شفیعی ، شعر عاشورایی ، رباعی

این زاغ، کبوتر حرم خواهد شد
این مرده مسیح پاک دم خواهد شد
لطف تو اگر شامل حالش بشود
این شاعر ساده محتشم خواهد شد

 

یک مرتبه بین راه پایش لرزید
مبهوت شد، از بغض صدایش لرزید
زینب به چه خیره شد که اینگونه زمین
از ناله ی "وا محمدا"یش لرزید؟!

 


تا شعله برآورد زمین را سوزاند
تنها نه زمین، عرش برین را سوزاند
میلاد تو بال و پر به فطرس پس داد
داغ تو پر روح الامین را سوزاند!

سید محمد مهدی شفیعی