آیات غمزه

دفتر شعر مجازی؛ بخواه دفتر اشعار و راه صحرا گیر/ چه وقت مدرسه و بحث کشف کشاف است

هزار مرد به پای تو جان سپردند و.../ سید رضا محمدی
ساعت ۱:۱۳ ‎ب.ظ روز جمعه ٥ مهر ۱۳۸٧  کلمات کلیدی: غزل ، شعر مقاومت اسلامی ، شعر فلسطین ، سید رضا محمدی

به پرچم عزیز فلسطین

هزار مرد به پای تو جان سپردند و ...
هزار دست تو را باز می فشردند و...

سپیدی ات را تا صلح سازمان ملل
سپید باشد از الخلیل بردند و...

زسبز ودکا کردند امیرهای عرب
تو را به  همراهش قطعه قطعه خوردندو...

سیاهی ات را پیراهن زنی کردند
که بچه هایش در انتفاضه مردندو...

تو سرخ خونت بر شانه منتشر شده بود
که شانه های تو آزرده اند و تردند و ...

تو سرخ خونت در روزنامه های جهان
که کشته ها را از جنگ می شمردند و...

هزار مرد به پای تو جان سپردند و....
هزار دست تو را باز می فشردندو...

سید رضا محمدی، متولد غزنین افغانستان

 


 
سپس به سمت لبش برد و سر کشید مرا/ سید رضا محمدی
ساعت ٤:٠۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٥ امرداد ۱۳۸٧  کلمات کلیدی: غزل ، سید رضا محمدی

صدا ز کـالبد تن به در کشیـد مرا   

صدا به شکل زنی شد به بر کشید مرا

صدا شد اسب ستم روح من کشان ز پِیَش

به خاک بست و به کوه و کمر کشید مرا

بگو کدامین نقاش ناموافق بود

که با دو دیده ی همواره تر کشید مرا

چه بیم داشت که از ابتدای خلقت من

غریب و کج قلق و دربدر کشید مرا

دو  نیمه کرد مرا پس ترا کشید از من

پس از کنار تو آنسوی تر کشید مرا

میان ما  دری از مرگ کرد نقاشی

به میخ کوفته در پشت در کشید مرا

خوشش نیامد این نقش را بهم زد و بعد

 دگر کشید ترا و دگر کشید، مرا

من و ترا دو پرنده کشید در دو قفس

خوشش نیامد و بی بال و پر کشید مرا

خوشش نیامد و تصویر را بهم زد و بعد

 پدر کشید ترا و  پسر کشید مرا

رها شدیم تو ماهی شدی و من سنگی

نظاره ی  تو به خون جگر کشید مرا

خوشش نیامد و اینبار از تو دشتی ساخت

به خاطر تو نسیم سحر کشید مرا

خوشش نیامد خط خط خط  زد اینها را   

یک استکان چای از خیر و شر کشید مرا

تو را شکر کرد و در ذره های من حل کرد

سپس به سمت لبش برد و سر کشید مرا ...

 

 سید رضا محمدی/ شاعر جوان اهل افغانستان