آیات غمزه

دفتر شعر مجازی؛ بخواه دفتر اشعار و راه صحرا گیر/ چه وقت مدرسه و بحث کشف کشاف است

شگفت است مهمانی چشم تو/ سید حسن حسینی
ساعت ۳:٠٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٦ خرداد ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: غزل ، سید حسن حسینی

هلا روز و شب فانی چشم تو
دلم شد چراغانی چشم تو

به مهمان شراب عطش می‌دهد
شگفت است مهمانی چشم تو

بنا را بر اصل خماری نهاد
ز روز ازل بانی چشم تو

پر از مثنوی ‌های رندانه است
شب شعر عرفانی چشم تو

تویی قطب روحانی جان من
منم سالک فانی چشم تو

دلم نیمه شب ها قدم می‌زند
در آفاق بارانی چشم تو

شفا می‌دهد آشکارا به دل
اشارات پنهانی چشم تو

هلا توشه‌ راه دریا دلان
مفاهیم توفانی چشم تو

مرا جذب آیین آیینه کرد
کرامات نورانی چشم تو

از این پس مرید نگاه توام
به آیات قرآنی چشم تو

سید حسن حسینی


 
که معمار پل های ویرانی ام/ سید حسن حسینی
ساعت ٤:۱٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۳٠ شهریور ۱۳۸٩  کلمات کلیدی: غزل ، سید حسن حسینی

من آن معنی رو به ویرانی ام
که در خانه ی لفظ، زندانی ام

دلم غنچه وار از غریبی گرفت
نسیمی نیامد به مهمانی ام

ندارم سر سجده بر بادها
بلند است اقبال پیشانی ام

بگو صورت سنگی روزگار
فریبد به لبخند سیمانی ام

از این پس عبور از دلم ساده نیست
که معمار پل های ویرانی ام

خدا را به طبل خدا کم زنید
فزون می شود شور شیطانی ام!

غرور شما، ساقه ام را شکست
بترسید از گرده افشانیم

 سید حسن حسینی

 


 
چون موج به دریا زده بودیم ای کاش/ سیدحسن حسینی
ساعت ٥:۳٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۳ شهریور ۱۳۸٩  کلمات کلیدی: رباعی ، دفاع مقدس ، سید حسن حسینی ، شعر انقلاب اسلامی

گامی به تولّا زده بودیم ای کاش
جامی ز می لا زده بودیم ای کاش
آن شب که قراولان توفان رفتند
چون موج به دریا زده بودیم ای کاش

سیدحسن حسینی


 
کس چون تو طریق پاکبازی نگرفت/ سیدحسن حسینی
ساعت ٥:۳٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۳ شهریور ۱۳۸٩  کلمات کلیدی: رباعی ، دفاع مقدس ، سید حسن حسینی ، شعر انقلاب اسلامی

کس چون تو طریق پاکبازی نگرفت
با زخم نشان سرفرازی نگرفت
زین پیش دلاورا کسی چون تو شگفت
حیثیت مرگ را به بازی نگرفت

سیدحسن حسینی


 
خورشید غروب کرده را می‌مانند/ سیدحسن حسینی
ساعت ٥:۳٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۳ شهریور ۱۳۸٩  کلمات کلیدی: سید حسن حسینی ، رباعی ، شعر انقلاب اسلامی ، دفاع مقدس

آنان که زبان عشق را می‌دانند
لب بسته سرود عاشقی می‌خوانند
با رفتن‌شان ترنم آمدن است
خورشید غروب کرده را می‌مانند

سیدحسن حسینی


 
ما حادثه‌ای به زخم آراسته‌ایم / سیدحسن حسینی
ساعت ٥:۳۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۳ شهریور ۱۳۸٩  کلمات کلیدی: سید حسن حسینی ، شعر انقلاب اسلامی

ما حادثه‌ای به زخم آراسته‌ایم
کز تیرگی قدیم شب کاسته‌ایم
صبحیم که صادقانه از خواب گران
با یک نفس عمیق برخاسته‌ایم

سیدحسن حسینی


 
بیا عاشقی را رعایت کنیم / سید حسن حسینی
ساعت ٥:۱٩ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٤ بهمن ۱۳۸٧  کلمات کلیدی: مثنوی ، شعر انقلاب اسلامی ، سید حسن حسینی

بیا عاشقی را رعایت کنیم
ز یاران عاشق حکایت کنیم

از آن ها که خونین سفر کرده اند
سفر بر مدار خطر کرده اند

از آن ها که خورشید فریادشان
دمید از گلوی سحر زادشان

غبار تغافل ز جانها زدود
هشیواری عشقبازان فزود

عزای کهنسال را عید کرد
شب تیره را غرق خورشید کرد

حکایت کنیم از تباری شگفت
که کوبید درهم، حصاری شگفت

از آن ها که پیمانه «لا» زدند
دل عاشقی را به دریا زدند

ببین خانقاه شهیدان عشق
صف عارفان غزلخوان عشق

چه جانانه چرخ جنون می زنند
دف عشق با دست خون می زنند

سر عارفان سرفشان دیدشان
که از خون دل خرقه بخشیدشان

به رقصی که بی پا و سر می کنند
چنین نغمه عشق سر می کنند:

«هلا منکر جان و جانان ما
بزن زخم انکار بر جان ما

اگر دشنه آذین کنی گرده مان
نبینی تو هرگز دل آزرده مان

بزن زخم، این مرهم عاشق است
که بی زخم مردن غم عاشق است

بیار آتش کینه نمرود وار
خلیلیم! ما را به آتش سپار

که پروانه برد با دو بال حریق»

در این عرصه با یار بودن خوش است
به رسم شهیدان سرودن خوش است

بیا در خدا خویش را گم کنیم
به رسم شهیدان تکلم کنیم

مگو سوخت جان من از فرط عشق
خموشی است هان! اولین شرط عشق

بیا اولین شرط را تن دهیم
بیا تن به از خود گذشتن دهیم

ببین لاله هایی که در باغ ماست
خموشند و فریادشان تا خداست

چو فریاد با حلق جان می کشند
تن از خاک تا لامکان می کشند

سزد عاشقان را در این روزگار
سکوتی از این گونه فریادوار

بیا با گل لاله بیعت کنیم
که آلاله ها را حمایت کنیم

حمایت ز گل ها گل افشاندن است
همآواز با باغبان خواندن است

سید حسن حسینی


 
سرودن علی رغم زنجیر اعجازشان بود/ سید حسن حسینی
ساعت ٩:٢۸ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢۸ شهریور ۱۳۸٧  کلمات کلیدی: دفاع مقدس ، شعر انقلاب اسلامی ، شعر نو نیمایی ، سید حسن حسینی

دلا دیدی آن عاشقان را؟
جهانی رهایی در آوازشان بود
و در بند حتی
قفس شرمگین از شکوفایی شوق پروازشان بود:
پیام آورانی که در قتلگاه ترنم
                  سرودن -علی رغم زنجیر-
                                  اعجازشان بود!
به سرسبزی نخل ایثار
به این آیه های تناور
دلا گر نه ای سنگ٬
                      ایمان بیاور!

سید حسن حسینی


 
کدر دین ما حرام است با چشم بسته مردن/ سید حسن حسینی
ساعت ٩:٢٦ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢۸ شهریور ۱۳۸٧  کلمات کلیدی: غزل ، شعر انقلاب اسلامی ، دفاع مقدس ، سید حسن حسینی

حیف است از تکاپو طرفی نبسته مردن
یک عمر شب نشینی٬ در شب نشسته مردن
خفاش سان پریدن٬ در تیرگی چه حاصل؟
همچون شهاب باید شب را شکسته مردن
آنجا که ماه سنگ است پای ستاره لنگ است
ماندن قرین ننگ است٬ آنک خجسته مردن!
تکرار٬ ابتذال است٬ خود مایه ملال است
با پای خسته رفتن٬ با پای خسته مردن
هنگام مرگ یاران٬ چشم مرا مبندید
در دین ما حرام است با چشم بسته مردن

سید حسن حسینی