آیات غمزه

دفتر شعر مجازی؛ بخواه دفتر اشعار و راه صحرا گیر/ چه وقت مدرسه و بحث کشف کشاف است

چه دل خونی از این فتنه ی دشمن دارم/ سیدمحمد بابا میری
ساعت ۱٠:٥٩ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٤ آذر ۱۳۸۸  کلمات کلیدی: غزل ، سیدمحمد بابا میری

از تبار توام و شال به گردن دارم
افتخاری که ندارند همه، من دارم

 سبز من سبز ریا نیست خودت شاهد باش
بار دینی است که از عشق به گردن دارم

شال فرزندی تو لطف کمی نیست ولی
من از انداختنش قصد معین دارم

 همنوا با عطش حنجره ی پیچک ها
در گلستان تو آهنگ شکفتن دارم

 ریشه در عشق تو دارم پدر خاک! ببین
شجره نامه ای از نور به دامن دارم

سبز، بازیچه شده آه، خدا می داند
چه دل خونی از این فتنه ی دشمن دارم

دشمن تشنه ی خون، هیچ ندارم اما
بعد این شعر پر از نکته یقینا دارم!

سید محمد بابامیری


 
نگاه مرد دل از دست داده در باران/ سید محمد بابامیری
ساعت ٦:٢٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٧ اردیبهشت ۱۳۸۸  کلمات کلیدی: غزل ، سیدمحمد بابا میری

زدم به جاده عشقت پیاده در باران
به شوق لحظه دیدار ساده در باران

در این طراوت نمناک در دلم سبز است
امید حادثه ای فوق العاده در باران

ببین که آینه بی قراری ام شده است
زلال صورت نمناک جاده در باران

ز پشت پنجره کلبه ات نگاهی کن
ببین چه سبز بهار ایستاده در باران!

اشاره ای، که گره خورده با نگاهت باز
نگاه مرد دل از دست داده در باران

ز بی تفاوتی ات ای پری قصه من
شکست شوکت یک شاهزاده در باران

سید محمد بابامیری


 
زدم به جاده عشقت پیاده در باران/ سیدمحمد بابامیری
ساعت ۸:٥۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۳٠ امرداد ۱۳۸٧  کلمات کلیدی: غزل ، سیدمحمد بابا میری

زدم به جاده عشقت پیاده در باران
به شوق لحظه دیدار ساده در باران
در این طراوت نمناک در دلم سبز است
امید حادثه‌ای فوق‌العاده در باران
ببین که آینه بی‌قراری‌ام شده است
زلال‌ِ صورت نمناک جاده در باران
ز پشت پنجره کلبه‌ات نگاهی کن
ببین چه سبز بهار ایستاده در باران
اشاره‌ای، که گره خورده بر نگاهت باز
نگاه مرد دل از دست داده در باران

ز بی‌تفاوتی‌ات، ای پری قصه من!
شکست شوکت یک شاهزاده در باران

سیدمحمد بابامیری


 
در مسجد جمکران تو را می جویم/ سید محمد بابامیری
ساعت ٦:٠٠ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٥ امرداد ۱۳۸٧  کلمات کلیدی: شعر انتظار ، رباعی ، سیدمحمد بابا میری

ای رهبر انس و جان تو را می جویم
ای دلبر بی نشان تو را می جویم
در مسجد سهله گر ندیدم رخ تو
در مسجد جمکران تو را می جویم

سید محمد بابامیری