آیات غمزه

دفتر شعر مجازی؛ بخواه دفتر اشعار و راه صحرا گیر/ چه وقت مدرسه و بحث کشف کشاف است

تو کج گذاشته ای خشت ابتدایم را/ پانته آ صفایی بروجنی
ساعت ۱:٠۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٩ اردیبهشت ۱۳۸٧  کلمات کلیدی: غزل ، پانته‌آ صفایی بروجنی

 نفس نفس به درونت بکش هوایم را 

و پر کن از نفست ذره ذره هایم را

 

نسیم باش و به بازی بگیر چون پر قو 

شبانه ، گیسوی بر شانه ها رهایم را

 

اگر همیشه مرا بیم سرنگون شدن است 

تو کج گذاشته ای خشت ابتدایم را

 

زنی به میل خودت آفریده ای از من 

خودت به هم زده ای نظم آشیانم را

 

فرشتگان مقرب هنوز حیرانند 

تورا به سجده در آیند یا خدایم را

 

من اختراع توام ، ثبت کن مرا که خدا 

کنار رفت و پذیرفت ادعایم را

 

به اسم شهر تو تغییر می دهد یک روز 

شناسنامه من ، اسم روستایم را

 

شغال های بیابان تمام شب تا صبح 

مدام زوزه کشیدند رد پایم را

 

برای آن که بدانند من ازآن توام 

به بوسه مهر بزن بین شانه هایم را

 

پانته آ صفایی بروجنی