آیات غمزه

دفتر شعر مجازی؛ بخواه دفتر اشعار و راه صحرا گیر/ چه وقت مدرسه و بحث کشف کشاف است

یوسف ستاره داوود است/ احسان کاوه
ساعت ٧:٠٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٠ بهمن ۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

فرزندان فاسد اسرائیل
تا تعبیر رویای ناتمامشان
همچنان
دست به کار توطئه ای شوم اند
آنها
در خواب خود
یوسف را
در شکم گرگ دیده اند
بیچاره گرگ
که گردنش از برگ نازک تر است

سامری مترصد غیبت موسی است
فتنه گوساله از دروغ گرگ ننگین تر است
امیدی نیست
این قوم
همواره پست تر را
به نیکویی پسندیده اند
و کفر را پس از ایمان
اما؛
 بگذار میقات تمدید شود
چهل روز یا چهل سال یا هزار و چهارصدسال چه فرقی می کند
مهلت دادن سنت خداست

داوود را بگو :
سنگ در فلاخن بگذار و بینداز
جالوت را به خاک و خون بکش
اما؛ دلخوش مباش
اگر در هفت آسمان
یک ستاره داشتی
پادشاه این قوم پیامبر کش نمی شدی

سلیمان!
زبان مور و ملخ و مرغ و ماهی
به چه کارت می آید
وقتی میان این مردم زبان نفهم
تنها بمانی
به دولت موقت این ملک هم دل مبند
که مغضوبان امروزت
مدعیان ابدی تاج و تخت تواند
معجزه را بگذار برای زمانی دیگر
درک این مردم به سحر راضی تر است
این قوم
همواره پست تر را
به نیکویی پسندیده اند
و کفر را پس از ایمان

می پرسی زکریا و یحیی
مقتول کدام گناهند
پاسخ ساده است
نبی بنی اسرائیل بودن
کم گناهی نیست
قومی که حتی
منجی منتظر خود
مسیح مهربان را
مصلوب می پسندد
مسیح مصلوب را بر مسیح موعود
پست تر را
به نیکویی می پسندد

فرسنگ ها دورتر از ارض موعودشان
(همان ارض موهومشان)
حتی اگر در حجاز باشی
پیامبر آخرالزمان
و بهترین آفریدگان
حاشا که از گزندشان
در امان بمانی
امید ایمان نداشته باش
از این فرقه فاسق
که دانسته در کلام خدا دست می برند
نبض نارسانه هایشان
رو به احتضار است
بگذار کتاب بنویسند
و بفروشند
به بهایی اندک
و اندک بها را بر نور بی منتها ترجیح دهند
گفتم که
این قوم
همواره پست تر را ...
بگذریم

فرزندان فاسد اسرائیل
تا تعبیر رویای ناتمامشان
همچنان
دست به کار توطئه ای شوم اند
آنها
در خواب خود
یوسف را
در شکم گرگ دیده اند...
اما؛
ششصد و شصت و شش بار هم که این خواب شیطانی را دیده باشند
تعبیر تاریکی دارد
رویای صادق یوسف صدیق
خواب آشفته فرزندان ناخلف اسرائیل را
(فرقی نمی کند
صهیونی یا ماسونی یا مسیحی- صهیونی)
نقش بر آب می کند
-همچنان که عصای موسی
فر فرعونی را-
یوسف ستاره داوود است
در آسمان آبی تا ابد روشن
که دولتش
رشک ملک سلیمان است
معجزه جاوید
منجی منتظر یحیی و زکریا
مراد مسیحا
نگین انگشتری خاتم انبیا

یعقوب را بشارت بر
(و تمام تاریخ را):
چشمانت روشن پیرمرد!
پرچم انتظار را اندکی دیگر
بالا بدار
بگو: کنعان را چراغان کنند
فلسطین را آذین
حجاز را هم
اصلا نیل تا فرات
و عراق و فارس و هرات را
نه، همه زمین
-ارض موعود- را
بوی پیراهن یوسف عزیز
از دروازه های مصر می وزد ...

احسان کاوه