آیات غمزه

دفتر شعر مجازی؛ بخواه دفتر اشعار و راه صحرا گیر/ چه وقت مدرسه و بحث کشف کشاف است

هر کسی آیینه اسرار پنهان خود است/ علی محمد مودب
ساعت ۸:٤٩ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٧ دی ۱۳۸٩  کلمات کلیدی: غزل ، علی ‌محمد مودب

بی تو قلب عاشق من، ناگهان می ایستد
بی دل تنگ من از گردش، جهان می ایستد

چشمه سار آشنایی، میهن ماهی و ماه!
گر نجوشی دم به دم با من، زمان می ایستد

در حضورت شعله های دوزخی یخ می کنند
بی تو باری خون به قلب حوریان می ایستد

بانگ غم دارد به سودای لجن زاران وزغ!
با تو اما مرغ و ماهی، شادمان می ایستد

پیچک، آویزان دیوار و در همسایه هاست
سرو اما در کنارت جاودان می ایستد

با زبان سرخ من، باک از سر سبزم مباد
سبز و سرخ پرچمت تا در امان می ایستد

بی خیال پچ پچ خفاشکان، تا شعر من
بر هزاران قله با ببر بیان می ایستد

 هر کسی آیینه اسرار پنهان خود است
این میان، بوزینه شکل این و آن می ایستد

علی محمد مودب