آیات غمزه

دفتر شعر مجازی؛ بخواه دفتر اشعار و راه صحرا گیر/ چه وقت مدرسه و بحث کشف کشاف است

انگار چسبیده است دنیایی به زانویم/ عباس چشامی
ساعت ٩:۱٦ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱ دی ۱۳۸٩  کلمات کلیدی: غزل ، عباس چشامی

عمری است تا چیزی نباریده است بر رویم
باران بیاید می‌شکوفد دست و بازویم

باران بیاید می‌زنم از خانه‌ام بیرون
در پیش پایش می‌نشینم شعر می‌گویم

یک تار مویت یک طرف دنیا همه یک سو
یک تار مویت بال سنگین ترازویم

می‌خواهم از خود تا سر زلف تو برخیزم
انگار چسبیده است دنیایی به زانویم

از فرط قحطی‌خوردگی تیزند دندانها
دنبال این مردم نیفتی بره آهویم

عباس چشامی