آیات غمزه

دفتر شعر مجازی؛ بخواه دفتر اشعار و راه صحرا گیر/ چه وقت مدرسه و بحث کشف کشاف است

عاقبت با ناله سودا می شود آهی که نیست/ محمد کاظم کاظمی
ساعت ٥:٤٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٥ آذر ۱۳۸٩  کلمات کلیدی: محمد کاظم کاظمی ، غزل

عاقبت با ناله سودا می شود آهی که نیست
زیر گام ما به منزل می رسد راهی که نیست

از کرامت های بسیارت همین ما را رسید
شاخه ی خشکی که هست و دست کوتاهی که نیست

خوب می دانیم و می دانی که چندین سال قحط
آبمان در کاسه ی سر دادی از چاهی که نیست

آخر اما صبر کن، ای آسمان! خواهی شنید
نور صد خورشید می گیریم از این ماهی که نیست

دست اگر آن دست دیروزین ما باشد ـ که هست ـ
باز هم گندم برون می آرد از کاهی که نیست

کُشته ی خود می شود این ایل، حتی در شکست
تا نبندد دست امّیدی به خونخواهی که نیست

محمد کاظم کاظمی