| از بس که رفته اینهمه این زن به مادرش/ سید حمیدرضا برقعی |
|
قامت کمان کند که دو تا تیر آخرش این دو ز کودکی فقط آیینه دیده اند واحیرتا! که این دو جوانان زینب اند با جان و دل دو پاره جگر وقف میکند یک دست گرم اشک گرفتن ز چشمهاش چون تکیه گاه اهل حرم بود و کوه صبر زینب به پیشواز شهیدان خود نرفت زینب همان شکوه که ناموس غیرت است زینب همان که فاطمه از هر نظر شدهاست زینب همان که زینت بابای خویش بود گفتند عصر واقعه آزاد شد فرات سیّد حمیدرضا برقعی |
| ساعت ٥:۱٤ ب.ظ روز یکشنبه ٢۱ آذر ۱۳۸٩ کلمات کلیدی: سید حمیدرضا برقعی ، غزل ، شعر عاشورایی |
|
| مشخصات نویسنده |
| آرشیو وبلاگ |
| مطالب اخیر |
| موضوعات وبلاگ |

