آیات غمزه

دفتر شعر مجازی؛ بخواه دفتر اشعار و راه صحرا گیر/ چه وقت مدرسه و بحث کشف کشاف است

آیینه ای آیینه ای سرتا به پا نور/ سید محمدجواد شرافت
ساعت ۳:٠۸ ‎ب.ظ روز شنبه ٦ شهریور ۱۳۸٩  کلمات کلیدی: غزل ، شعر آیینی ، سیدمحمد جواد شرافت

اوصاف تو از ابتدا تا انتها نور
آیینه ای آیینه ای سرتا به پا نور

آیینه ای و خلق حیران صفاتت
تابیده بر جان تو از ذات خدا نور

چشمی که توفیق تماشای تو را داشت
جسم تو را جان دیده و جان تو را نور

در حلقه ی عشاق تو ای صبح صادق
بر هر لبی گل کرده «یا قدوس» ، «یا نور»

قرآن وصفت سوره سوره با شکوه است
«فرقان»«نبا»«یوسف»«قیامت»«هل اتی»«نور»

از کعبه تا مسجد مسیر روشن توست
از آسمان تا آسمان از نور تا نور

خورشیدی و بر شانه ی خورشید رفتی
فریاد می زد آسمان : «نور علی نور»

تو بوتراب و همسر تو مادر آب
اصل شما وصل شما نسل شما نور

پایان کار دشمنان توست با نار
آغاز راه دوستان توست با نور

در مدح تو چشم غزل روشن که دیده است
وصف تو را از ابتدا تا انتها نور

سید محمدجواد شرافت