آیات غمزه

دفتر شعر مجازی؛ بخواه دفتر اشعار و راه صحرا گیر/ چه وقت مدرسه و بحث کشف کشاف است

میان این همه ترکش، میان این همه موج/ پروانه نجاتی
ساعت ٥:٢۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٧ امرداد ۱۳۸٩  کلمات کلیدی: غزل ، دفاع مقدس ، پروانه نجاتی

پدر شهیدترین اتفاق گردان است
حماسه‌ای‌ست که تنها بیانش آسان است

به عکس‌های خودش خیره می‌شود هر وقت
خطوط حسرتی از چهره‌اش نمایان است

درست مثل مسافر، درست مثل غریب
نگاه سوخته‌اش بی‌قرار باران است

پدر در آتش رگبار وهم می‌رقصد
سفیر حنجره‌اش سوزناک و لرزان است

پدر زمین و زمان را به توپ می‌بندد
برای او همه جا فکّه و مریوان است

«فرشته‌ای بفرستید ما محاصره‌ایم»
صدای خش‌خش بی‌سیم‌ها خروشان است

برای او که به پایان نمی‌رسد این شب
هنوز آن طرف خاکریز حیران است

به فکر اینکه مهمات را کجا ببرد،
به فکر خط و شکستن، به فکر طوفان است

میان این همه ترکش، میان این همه موج
پدر شهیدترین اتفاق، گریان است!

پروانه نجاتی