آیات غمزه

دفتر شعر مجازی؛ بخواه دفتر اشعار و راه صحرا گیر/ چه وقت مدرسه و بحث کشف کشاف است

گیسویی نیست ولی پیچ و خمی با من هست/ محمدمهدی سیار
ساعت ٢:٢٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٢ اردیبهشت ۱۳۸٩  کلمات کلیدی: غزل ، محمد مهدی سیار

هر که دیده ست مرا گفته غمی با من هست
غمی آواره که در هر قدمی با من هست

 در دلم هر طرفی مجلس ذکری برپاست
حاجت و روضه به قدر حرمی با من هست

سر مویی دلم آشفته گیسویی نیست
گیسویی نیست ولی پیچ و خمی با من هست

میخرم از همگان تا بفروشم به خودم
تا بخواهید غم از هر قلمی با من هست

 شده در هر نفسم شکر دو نعمت واجب
"آه" در هر دمی و بازدمی با من هست

محمدمهدی سیار