آیات غمزه

دفتر شعر مجازی؛ بخواه دفتر اشعار و راه صحرا گیر/ چه وقت مدرسه و بحث کشف کشاف است

خواست با مرگ بی‌حساب شود/ عباس احمدی
ساعت ۱٠:٤٦ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٧ اردیبهشت ۱۳۸٩  کلمات کلیدی: چارپاره ، عباس احمدی

علت فاجعه: سیاهی ما
مرکز زلزله: حوالی قم
درد از سقف چکه‌چکه چکید
بر کف سرد «مسجد خانم»

خیسِ اشکند گوشه قفسه            
چند قرآن کوچک جیبی
خبر از ماتم بدی دارد
چهره زرد «گنبد بی‌بی»

دو سه ماهی است حسرت و اندوه         
جزو اعمال واجبم شده است
لب به چیزی نمی‌زنم جز اشک
خون دل قوت غالبم شده است

دو سه ماهی است بر نمی‌خیزد
«گذر خان به» احترام کسی
نخل ها، سروها... همه رفتند
«چون نگه می‌کنم نمانده بسی»

طعم خوب کلوچه‌ها شد تلخ
در نبودش به «فومن» و «ماسال»
او که ذکر خدا نمی‌شد محو            
از لبش «بالغُدوّ وَ الآصال»

حرف‌هایش نگفتنی بودند
کوه فریاد در سکوتش بود
از نمازش فرشته می‌بارید
صورت دوست در قنوتش بود

یاس‌ها را به گریه می‌انداخت
مُهر «العبد» بر رساله او
شاپرک‌‌ها مقلّدش بودند
می‌نشستند بر کلاله او

پیرمردی که انحنای تنش
شیب رنگین‌کمان عرفان بود
راستش آخرش نفهمیدیم
او ملَک بود یا که انسان بود

پیرِ ما کوچ کرد و راحت شد
راحت از این زمانه هرزه
ما ـ امام زمان! ـ بگو چه کنیم
با خسارات این زمین‌لرزه

ای بهارِ بدون لاله! برو
رفت از سفره دلم برکت
یک سبد غم برایم آوردی
آه، اردی‌بهشتِ بی‌بهجت!

«کاشکی پیش‌مان بماند» ... نه
نشد این ضجّه مستجاب شود
گرچه او موت اختیاری داشت
خواست با مرگ بی‌حساب شود

عباس احمدی