آیات غمزه

دفتر شعر مجازی؛ بخواه دفتر اشعار و راه صحرا گیر/ چه وقت مدرسه و بحث کشف کشاف است

بعد از تو شاید عاقبتِ من نیز مانند خواجه حافظِ شیراز است/ نجمه زارع
ساعت ٤:٥٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٤ اسفند ۱۳۸۸  کلمات کلیدی: غزل ، نجمه زارع

از خاطرات گمشده می‌آیم تابوتی از نگاه تو بر دوشم
بعد از تو من به رسمِ عزاداران غیر از لباسِ تیره نمی‌پوشم

در سردسیری از منِ بیهوده وقتی که پوچ و خسته و دلسردم
شب ‌ها شبیه خواب و خیال انگار تب می ‌کند تن تو در آغوشم

تکثیر می ‌شوند و نمی ‌میرند سلول ‌های خاطره ات در من
انگار مانده چشم تو در چشمم لحن صدای گرمِ تو در گوشم

هرچند زیر این‌همه خاکستر، آتش بگیر و شعله بکش در من
حتی پس از گذشت هزاران سال روشن شو ای ستاره خاموشم

بعد از تو شاید عاقبتِ من نیز مانند خواجه حافظِ شیراز است
من زنده‌ام به شعر و پس از مرگم مردُم نمی‌کنند فراموشم

نجمه زارع