آیات غمزه

دفتر شعر مجازی؛ بخواه دفتر اشعار و راه صحرا گیر/ چه وقت مدرسه و بحث کشف کشاف است

درخت اگر که تو باشی دل از تبر ببری/ پیمان سلیمانی
ساعت ۱٠:۳۸ ‎ق.ظ روز شنبه ۸ فروردین ۱۳۸۸  کلمات کلیدی: غزل

قطار شو که مرا با خودت سفر ببری
به دورتر برسانی ــ به دورتر ببری

تمام بود ونبود مرا در این دنیا
که تا ابد چمدانی ست مختصر ببری

ومن تمام خودم را مسافرت بشوم
تو هم مرا به جهان های تازه تر ببری

سپس نسیم شوی تو و بعد از آن یوسف ...!
که پیرهن بشوم تا مرا خبر ببری

مرا به خواب مه آلود ابرهای جهان
به خواب های درختانِِِِ بارور ببری

و بعد نامه شوم من ... چه خوب بود مرا
خودت اگر بنویسی ــ خودت اگر ببری

عجیب نیست که هیزم شکن بیاشوبد
درخت اگر که تو باشی دل از تبر ببری

دوباره زوزه ی باد و شکستن جاده
چه می شود که مرا با خودت سفر ببری

پیمان سلیمانی