آیات غمزه

دفتر شعر مجازی؛ بخواه دفتر اشعار و راه صحرا گیر/ چه وقت مدرسه و بحث کشف کشاف است

ابتدای کربلا غدیر نیست، کربلا بهانه وجود بود/ محمد حسین جعفریان
ساعت ٩:٠٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٩ آذر ۱۳۸۸  کلمات کلیدی: غزل ، شعر عاشورایی

ابتدای کربلا غدیر نیست، کربلا بهانه وجود بود
ابرهای خونفشان نینوا، اشک‌های حضرت ودود بود

پیش از مسیح و نوح و دانیال، این حکایتی است دور، کربلا
آن سپیده‌دم که چاه کینه‌ها، بر برادران دهان گشود، بود.

گرچه ماتم است و آتش و عطش، این همه پلی برای گریه نیست
از شعور عاشقی در این جهان، کربلا هر آن‌چه هست و بود، بود

کربلا خجالتی است پرگناه، در شبی که ما سکوت، ما نگاه
در شبی که از دریغ و خشم و شرم، صورت ستارگان کبود بود

سیلی همیشه‌ای است کربلا، تازیانه‌ای عمیق و دردناک
آن‌چه را که آن زمانه پلشت، در وجود آدمی نبود، بود

کربلا پس از هبوط آدمی، ز آن غرور آسمان به این مغاک
فرصت دوباره مراجعت، بخت باشکوه یک صعود بود

... بعد از آن همیشه روح کودکی، در شبانه فرات دیده شد
این همان کبوتری که با حسین(ع)، تیر در گلو به خون غنود، بود

بعد از آن در آن دیار بی‌صفت، عقده و حقارت و رکود بود
معنی سپیدها سیاهی و ، معنی فرازها فرود بود

ابتدای کربلا غدیر نیست، ابتدا همان شروع خلقت است
کربلا ستیز با خود و جهان، کربلا هر آن‌چه هست و بود، بود

محمد حسین جعفریان