آیات غمزه

دفتر شعر مجازی؛ بخواه دفتر اشعار و راه صحرا گیر/ چه وقت مدرسه و بحث کشف کشاف است

بر فراز نیزه می‌بردند قرآن‌زاده را/ حیدر منصوری
ساعت ۸:٥۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٩ آذر ۱۳۸۸  کلمات کلیدی: غزل ، شعر عاشورایی

آسمان، آهسته می‌بارید، بغضی ساده را
کاروان، خورشید می‌پاشید، عرضِ جاده را

صوت قرآن غریبی، دشت را پر کرده بود
بر فراز نیزه می‌بردند قرآن‌زاده را

دست و پای نیزه را بستند بر روی شتر
تا نبندد قامت بیمار او سجّاده را

دور می‌کردند از دامان پُر مهر پدر
دخترانِ خردسالِ دل به بابا داده را

کاروان! گامی مرو! گویا کسی جا مانده است
ساربان! سیلی مزن، این کودک افتاده را...

حیدر منصوری