آیات غمزه

دفتر شعر مجازی؛ بخواه دفتر اشعار و راه صحرا گیر/ چه وقت مدرسه و بحث کشف کشاف است

روحی که در نماز شناور بود/ نسترن قدرتی
ساعت ۸:۱٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٩ آذر ۱۳۸۸  کلمات کلیدی: قطعه ، شعر عاشورایی

هنگامه ی قیامت عاشورا
صحرای عشق ، عرصه ی محشر بود

دل ها ز داغ سرخ عطش بی تاب
چشم تمام آینه ها تر بود

صحرا پر از عبور شقایقها
لبریز عطر بال کبوتر بود

دستی ز باغ فاطمه گل می چید
باغی که سبز و سرخ و معطر بود

سروی میان معرکه در آتش
از شعله ی شرار ستمگر بود

از سوز تشنه کامی گل ، می سوخت
مردی که داغدار برادر بود

مردی ز نسل آبی دریاها
با بی کران عشق برابر بود

مثل شمیم عاطفه عطرآمیز
مثل زلال سوره کوثر بود

آیینه ی رشادت مولایی
نستوه ، شب شکار ، دلاور بود

سرشار آیه آیه غم و ماتم
مردی که نور چشم پیمبر بود

بر لب سرود سرخ نیایش داشت
روحش قرین درد مکرر بود

او راز جاودانگی ایمان
آوای جاودانه ی باور بود

باران تیر بود رها اما
سردار عشق را سر دیگر بود

تا قبله ی حضور خدا جاری
عطر نماز سرخ صنوبر بود

در سر هوای سبز پریدن داشت
روحی که در نماز شناور بود

نسترن قدرتی