آیات غمزه

دفتر شعر مجازی؛ بخواه دفتر اشعار و راه صحرا گیر/ چه وقت مدرسه و بحث کشف کشاف است

امشب خبر کنید تمام قبیله را/ محمدکاظم کاظمی
ساعت ٩:٥٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳ خرداد ۱۳۸۸  کلمات کلیدی: ترکیب بند ، محمد کاظم کاظمی

امشب خبر کنید تمام قبیله را
بر شانه می‌برند امام قبیله را

ای کاش می‌گرفت به‌جای تو دست مرگ
جان تمام قوم، تمام قبیله را

برگرد ای بهار شکفتن که سال‌هاست
سنجیده‌ایم با تو مقام قبیله را

بعد از تو، بعد رفتن تو، گرچه نابجاست
باور نمی‌کنیم دوام قبیله را

تا انتهای جاده نماندی که بسپری
فردا به دست دوست، زمام قبیله را

زخمیم، خنجر یمنی را بیاورید
زنجیرهای سینه‌زنی را بیاورید

ای خفته در نگاه تو صد کشور آینه
شد مدتی نگاه نکردی در آینه

رفتی و روزگار سیه شد بر آینه
رفتی و کرد خاک جهان بر سر آینه

رفتی و شد ز شعله‌برانگیزی جنون
در خشکسال چشم تو خاکستر آینه

چون رنگ تا پریدی از این خاک‌خورده باغ
خون می‌خورد به حسرت بال و پر آینه

دردا فتاده کار دل ما به دست چرخ
یعنی که داده‌اند به آهنگر آینه

در سنگخیز حادثه تنها نشاندی‌اش
ای سرنوشت رحم نکردی بر آینه

امشب در آستان ندامت عجیب نیست
ای مرگ اگر ز شرم بمیری هر آینه

ای سنگدل دگر به دلم نیشتر مزن
بسیار زخم‌ها زده‌ای، بیش‌تر مزن

محمدکاظم کاظمی