آیات غمزه

دفتر شعر مجازی؛ بخواه دفتر اشعار و راه صحرا گیر/ چه وقت مدرسه و بحث کشف کشاف است

چه دل خونی از این فتنه ی دشمن دارم/ سیدمحمد بابا میری
ساعت ۱٠:٥٩ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٤ آذر ۱۳۸۸  کلمات کلیدی: غزل ، سیدمحمد بابا میری

از تبار توام و شال به گردن دارم
افتخاری که ندارند همه، من دارم

 سبز من سبز ریا نیست خودت شاهد باش
بار دینی است که از عشق به گردن دارم

شال فرزندی تو لطف کمی نیست ولی
من از انداختنش قصد معین دارم

 همنوا با عطش حنجره ی پیچک ها
در گلستان تو آهنگ شکفتن دارم

 ریشه در عشق تو دارم پدر خاک! ببین
شجره نامه ای از نور به دامن دارم

سبز، بازیچه شده آه، خدا می داند
چه دل خونی از این فتنه ی دشمن دارم

دشمن تشنه ی خون، هیچ ندارم اما
بعد این شعر پر از نکته یقینا دارم!

سید محمد بابامیری