آیات غمزه

دفتر شعر مجازی؛ بخواه دفتر اشعار و راه صحرا گیر/ چه وقت مدرسه و بحث کشف کشاف است

دوشید فتنه ای شتران دو ساله را/ محمد مهدی سیار
ساعت ۱٢:٢٤ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٥ مهر ۱۳۸۸  کلمات کلیدی: غزل ، شعر سیاسی اجتماعی ، محمد مهدی سیار

از حلقه هایمان به  در افتاد رازها
با قیل وقال بی ثمر عشقبازها

دوشید فتنه ای شتران دو ساله را
بر دوششان نهاد به بازی جهازها

 شوخی شده ست و عشوه نماز شیوخ شهر
رحمت به بی نمازی ما بی نمازها

خیل پیاده ایم، کجا بازگو کنیم؟
رنجی که برده ایم ز شطرنج بازها

ماییم و زخم خنجر و دست برادران
 ماییم و میزبانی این ترکتازها

  در پیش چشم کوخ نشینان غریب نیست
از کاه، کوه ساختنِ کاخ سازها

قرآن به نیزه رفت...خدایا مخواه باز
بر نیزه ها طلوع سر سرفرازها

 در گنبد کبود زمان ما کبوتران
بستیم چشم و بسته نشد چشمِ بازها

 ما را چه غم ز هرزه گیاهی که سبز شد
بر خاکمان مباد هجوم گرازها
 

محمد مهدی سیار