آیات غمزه

دفتر شعر مجازی؛ بخواه دفتر اشعار و راه صحرا گیر/ چه وقت مدرسه و بحث کشف کشاف است

نوبهار است در آن کوش که شاغل باشی / عباس احمدی
ساعت ۱٢:٠٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٤ امرداد ۱۳۸۸  کلمات کلیدی: غزل ، شعر طنز اجتماعی ، عباس احمدی

نوبهار است در آن کوش که شاغل باشی
نه که لیسانس بگیری و همش ول باشی

من نگویم که کنون با که بگرد و چه بِکش
پسرم از تو بعید است که عاقل باشی!

اغنیا اصل کباب و فقرا بوی کباب
صرفه آن است که در فکر فلافل باشی

طرح امنیت نگذاشت شوی سرگرم و
لااقل قاطی اوباش و اراذل باشی!

کاش می شد بروی بار دگر سربازی
توی خدمت عقب کسب فضائل باشی

چند سالی تو بگردی پی بابا ننه ات
گاه چون هاچ و حنا، گاه تو چون نِل باشی

نشنوم اینکه پیِ جنس مخالف رفتی
یا که بر جنس موافق متمایل باشی!

دخترم قحط رجال است و همه می‌ترشند
سعی کن صاحب سرمایه و خوشگل باشی

زشتی ات گر ژنتیکی ست، مخور غم باید
شاهد معجزه پَن کک و ریمِل باشی

آنقدر عشوه بریزی و بمالی تا که
همه جا تابلو و نقل محافل باشی

بنشین بر لب جو، منتظر یارانه
بلکه با طرح تحوّل، متحول باشی

روزگاران غریبی است، همه گرگ شدند
نکند تکّه جامانده پازل باشی

عباس احمدی