آیات غمزه

دفتر شعر مجازی؛ بخواه دفتر اشعار و راه صحرا گیر/ چه وقت مدرسه و بحث کشف کشاف است

آتشفشان هسته ی ما را ندیده بود/ ابراهیم واشقانی فراهانی
ساعت ٥:۳٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۳ تیر ۱۳۸۸  کلمات کلیدی: غزل ، ابراهیم واشقانی فراهانی

او ساقه ی شکسته ی ما را ندیده بود
سرشاخه های خسته ی  ما را ندیده بود

آن سوی استوای همیشه بهار ما
پشت مدار بسته ی ما را ندیده بود

از انجماد قطب شمالم خبر نداشت
قطب جنوب خسته ی ما را ندیده بود

چیزی از انزوای عمیق زمین نگفت
منظومه ی گسسته ی ما را ندیده بود

تنها به کشف پوسته ای ساده دست یافت
آتشفشان هسته ی ما را ندیده بود

حتی خدا که مخترع دوزخ است نیز
عمق دل شکسته ی ما را ندیده بود

آیا شبی که احسنِ تقویم می سرود
تقدیر ناخجسته ی ما را ندیده بود؟

وقتی اضافه بار امانت به ما سپرد
روح به گل نشسته ی ما را ندیده بود؟

سقط جنین نه، سقط جهان است خلقتش
او نطفه ی نبسته ی ما را ندیده بود؟

از بس عجله داشت که خورشید بشکفد
شبهای پیله بسته ی ما را ندیده بود

ابراهیم واشقانی فراهانی