آیات غمزه

دفتر شعر مجازی؛ بخواه دفتر اشعار و راه صحرا گیر/ چه وقت مدرسه و بحث کشف کشاف است

چـه دانـم من کـه زیـر بـار خـویـشـم/ یوسفعلی میرشکاک
ساعت ٥:٥٩ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٤ تیر ۱۳۸۸  کلمات کلیدی: غزل ، یوسفعلی میرشکاک

غم خویشم من و غمخوار خویشم
گـرفـتـار ِ دل ِ   بـیـمـار خـویـشم

 سـر و کـاری نـدارم بـا دو عـالـم
دو عـالـم گـوهـر اسـرار خـویشم

نمی دانم چه می جستم ازین پیش
کـنون در جسـتجوی کار خویـشم

دمـاغ گــفــتـگــو بـا کـس نـــدارم
کـه گـرم گـفـتـگو بـا یـار خویـشم

اگـر گـویـم و گـر نـاگــفــتـه مـانــم
چو خود مست از می گفتار خویشم

سزد گر خـامشـی سـرمایـه ســازم
که ننگ خویش و یار غار خویشم

غریـبـم در دو عـالـم ای حریـفـان
ازیـنـرو غرقه در پـنـدار خویـشم

مرا بر دار کـردن کـس نیـارسـت
اناالحق گوی خویش و دار خویشم

امـانـت دار ِ آن یـارم از ایـن رو
امـیـن وقـت گـوهـربـار خـویـشـم

نـدانـم نـَحو اگـر خـود عیـن مـحـوم
غریـق لـُـجّـه ی خـونـبـار خـویـشـم

چـه گـویـم بـا شـمـا اسـرار خـود را
چـو خـود گـنجـیـنـه اسـرار خویـشم

سـیـاسـت را سـپـهـســــــــــالار داند
چـه دانـم من کـه زیـر بـار خـویـشـم

یوسفعلی میرشکاک