آیات غمزه

دفتر شعر مجازی؛ بخواه دفتر اشعار و راه صحرا گیر/ چه وقت مدرسه و بحث کشف کشاف است

بغضی که روی صندلی چرخدار بود/ ابوالحسن صادقی پناه
ساعت ٥:٤٢ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٧ اردیبهشت ۱۳۸٧  کلمات کلیدی: غزل ، دفاع مقدس

 اشاره: شعری که در زیر می خوانید برنده ی یکی از کنگره های شعردفاع  مقدس بوده است.


خیس از مرور خاطره های بهار بود
ابری که روی صندلی چرخدار بود

ابری که این پیاده رو او را مچاله کرد    
روزی پناه خستگی این دیار بود

آن روزها که پای به هر قله می گذاشت
 آن روزها به گُرده ی طوفان سوار بود

حالا به چشم رهگذران یک غریبه است
حالا چنان کتیبه ی زیر غبار بود

بین شلوغی جلوی دکّه مکث کرد
دعوا سر محاکمه ی شهردار بود

آن سوی پشت گاری خود ژست می گرفت
مرد لبوفروش سیاستمدار بود

از جنگ و صلح نسخه که پیچید ادامه داد:
اصرار بر ادامه ی جنگ انتحار بود

این سو کسی که جزوه ی کنکور می خرید
در چشمهاش نفرت از او آشکار بود

می خواست که فرار کند از پیاده رو 
می خواست و ... به صندلی خود دچار بود

دستی به چرخها زد و سمت غروب رفت 
ابری فشرده درصدد انفجار بود

خاموش کرد صاعقه های گلوش را 
بغضی که روی صندلی چرخدار بود

 ابوالحسن صادقی پناه