آیات غمزه

دفتر شعر مجازی؛ بخواه دفتر اشعار و راه صحرا گیر/ چه وقت مدرسه و بحث کشف کشاف است

دست ، سرگرم رفاقت بود تا خنجر رسید/ عبدالجبار کاکایی
ساعت ٧:۳٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٥ اسفند ۱۳۸٧  کلمات کلیدی: غزل

مردی از آیینه آمد ، روزهایی سر رسید
سال های با جنون پیوسته ای از در رسید

چشم ، در کار صراحت بود تا توفان نشست
دست ، سرگرم رفاقت بود تا خنجر رسید

واژگون شد یاس ، بغض تلخ گلدان ها شکست
شعله ور شد خنده ، بوی تند خاکستر رسید

 تا چه شب هایی به بارانهای بی حاصل گذشت
تا چه آسیبی به وجدان های نام آور رسید

باز هم از قاب ، از دیوار های روبرو
عطر دلتنگ صدای گریه ای پرپر رسید

عبدالجبار کاکایی