آیات غمزه

دفتر شعر مجازی؛ بخواه دفتر اشعار و راه صحرا گیر/ چه وقت مدرسه و بحث کشف کشاف است

خنجر می‌زنند/ سیّدحسن حسینی
ساعت ۱:٢٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٩ اردیبهشت ۱۳۸٧  کلمات کلیدی: غزل ، سیّدحسن حسینی

 سیّدحسن حسینی

 گرچه ناآگاه خنجر میزنند
دوستان هم گاه خنجر میزنند
 گاه بهر مال، اشباهالرّجال
گاه بهر جاه خنجر میزنند
 روز روشن خیل شاعر پیشگان
با هلال ماه خنجر میزنند
 بانوان دلنازک و بی‌طاقتند
با کمی اکراه خنجر میزنند
 پیروان حکمت «خیرالآمور...»
در میان راه خنجر میزنند 
دود مردان در تکاپوی علف
یا که مشتی کاه خنجر میزنند
 رستمانِ نئشه در خوان نخست
بیژنان در چاه خنجر میزنند
مؤمنان آیینهی یکدیگرند
لیک... امّا... آه... خنجر میزنند
 عارفان هم گاهگاه از پشت سر
فیسبیلالله خنجر میزنند 
عدّهای هقهقکنان و عدّهای
قاهاندرقاه خنجر میزنند 
ای برادر بد به دل وارد مکن
در زمان شاه خنجر میزنند!