آیات غمزه

دفتر شعر مجازی؛ بخواه دفتر اشعار و راه صحرا گیر/ چه وقت مدرسه و بحث کشف کشاف است

در التهاب بیابان نمی‌رسد بلدی/ محمود حبیبی کسبی
ساعت ٤:٢٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٥ آذر ۱۳۸٧  کلمات کلیدی: غزل ، محمود حبیبی کسبی

به یوسفعلی میرشکاک

  زدم به سینۀ سلطان عقل دست ردی
غنا به جامۀ فقر است یا جنون مددی

 به دشت و کوه زدم تا که رستگار شوم
به گردِ پای جنونم نمی‌رسد احدی

 دلم ملول شد از گفت‌و‌گوی آدمیان
خوشا وحوش، خوشا جستجوی دیو و ددی

به شوق بادیه سیراب از سراب شدم
در التهاب بیابان نمی‌رسد بلدی

حرای وحی ببین: «لَم یَلد وَلَم یولد
وَلَم یَکُن لَه هُوَ الله قُل هُوَ الصَمَدی»

ستاره‌ای گم و بی صورتم که روی مرا
منجمی به اشارت نمی‌کند رصدی

نظیرها همه مستوجب مراعاتند
اگر قصیده بخواند گل بلند قدی

درون آینه یوسف، علی خطابم کرد
کجاست خیبر و کو عمرو بن عبدودی؟

حکایت من و یوسف به گوش باد رسان
که تا به مصر رساند به لحن باربدی

به آن سوار بگو تا کمی شتاب کند
به انتظار نشسته‌است از ازل، ابدی

محمود حبیبی کسبی