آیات غمزه

دفتر شعر مجازی؛ بخواه دفتر اشعار و راه صحرا گیر/ چه وقت مدرسه و بحث کشف کشاف است

آن روزها دیوار هم تعبیری از د‌َر بود/ محمدجواد شاهمرادی
ساعت ٦:٠٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۳ آذر ۱۳۸٧  کلمات کلیدی: غزل ، دفاع مقدس

آن روزها دیوار هم تعبیری از د‌َر بود
در‌ آسمان چیزی که پ‍َر می‌زد، کبوتر بود

پس‌کوچه‌ها در عطر‌ِ قرآن چفیه می‌بستند
در کوچه‌ها هر عابری با تو برادر بود

تقویم و درس و زندگی‌مان رنگ قرآن داشت
ساعاتمان با آیه‌های آن برابر بود

نه حرص بود و نه تکاث‍ُر ... عشق بود و عشق
دست‌ِ دعا سرچشمه جوشان‌ِ کوثر بود

از شهر، مرگی رد نمی‌شد... در عوض، تا بود،
حرف‌ِ شهادت بود و آن هم شادی‌آور بود

تو زنده بودی... چهره‌ات را خوب یادم هست
تسبیح دستت داشتی و گونه‌ات ت‍َر بود

آن روز‌ِ بارانی تو قرآن خواندی و رفتی
لبخند بر لب داشتی و بار‌ِ آخر بود

 این بار‌ِ آخر بود که می‌دیدمت... آری
لبخندت انگار از همیشه آشناتر بود

با عشق، بالا رفتی و با عشق برگشتی
برگشتی و اسم‌ِ تو روی سنگ‌ِ مرمر بود

امروز هم اسم‌ِ تو روی کوچه ما هست
اما زمانه کاش فردا طور‌ِ دیگر بود

ای کاش فردا روزهای رفته برمی‌گشت
ای کاش برمی‌گشتی و دستت کبوتر بود

 تو گفته بودی راه‌ِ فردا راه‌ِ دشواری‌ست
تو رفته بودی و صدا در گوش‌ِ سنگر بود


محمدجواد شاهمرادی