آیات غمزه

دفتر شعر مجازی؛ بخواه دفتر اشعار و راه صحرا گیر/ چه وقت مدرسه و بحث کشف کشاف است

که برزخی وسط ِجسم وجان درست کند/ سعیدحیدری
ساعت ٦:۳٦ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٥ آبان ۱۳۸٧  کلمات کلیدی: غزل ، سعیدحیدری

نشست، طرح بریزد، جهان درست کند
زمین درست کند، آسمان درست کند

ازاین  کمی بزند  تا   به آن  اضافه کند
ازاین خراب کند، تا  ازآن  درست کند

سرِکلاف ِ  بــــــــد و خوب   را گره بزند
برای ِچنگ زدن ، ریسمان  درست کند

خیال داشت  که سنگ ِتمـــــام بگذارد
که از خودش اثری جاودان درست کند

نگـــــــاه کرد وهرجا که اشتبـاهی دید
سپرد ، زلزله  با یک  تکان  درست کند

به من رسید ، سرم را پر از هیاهـــو کرد
که برزخی وسط ِجسم وجان درست کند

هزار  پرسش ِمبهم  به جان من  انداخت
کـه موریانه ی شکّ و گمان  درست کند

نمی توانم ، دیگر چقـــــــدر صبر کنم
که باز ، زلزله ای ناگهان  درست کند

بچرخ، عقربه ی بمب ساعتی ! بگذار
تمام ِمسئله ها را  زمان، درست کند...

سعیدحیدری