آیات غمزه

دفتر شعر مجازی؛ بخواه دفتر اشعار و راه صحرا گیر/ چه وقت مدرسه و بحث کشف کشاف است

خیلیا نون حلالشون حرومه پسرم/ عبدالجبار کاکایی
ساعت ٥:۱۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢۱ مهر ۱۳۸٧  کلمات کلیدی: غزل ، شعر عامیانه ، شعر اجتماعی

گفته بودم قدم زندگی شومه پسرم
خواب به چشمای قشنگ تو حرومه پسرم

پدرت تا شده  و افتاده توی رختخواب
نفسش در نمیاد کارش تمومه پسرم

بعد از آفتاب بیا تا همسایه هامون ندونن
شبا نون آور خونمون کدومه پسرم

کاشکی مثل آخرت دنیا حساب کتابی داشت
خیلیا نون حلالشون حرومه پسرم

همه اسباب بازیاتو لای بغچه پیچیدم
روزای قشنگ بچگی تمومه پسرم

عبدالجبار کاکایی