آیات غمزه

دفتر شعر مجازی؛ بخواه دفتر اشعار و راه صحرا گیر/ چه وقت مدرسه و بحث کشف کشاف است

با اینکه مولا غریب است شام غریبان ندارد/ مهرانه جندقه شاهی
ساعت ۱٢:۱٥ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٩ شهریور ۱۳۸٧  کلمات کلیدی: غزل ، شعر شیعی

افتاده روی سر شهر ابری که باران ندارد
خورشید را دیدن امروز انگار امکان ندارد

با قلبهاتان که... افسوس، با چشمهاتان ببینید
مردم! حقیقت همین است، پیدا و پنهان ندارد

آن روز باور نکردید دستی به دستی گره خورد
امروز یک دست دیگر فرقی بر‌امان ندارد

اصلا‌ً چرا چاه باید با چشم مولا بگرید؟
یا او در اینجا غریب است یا شهر انسان ندارد

بعد از علی تازه شاید درد علی را بفهمید
دردی که خیلی بزرگ است، آغاز و پایان ندارد

نخلی که عریان عریان، باغی که بی‌باغبان است
سر می‌برد در دل خاک وقتی گریبان ندارد

تنها برای محرم شام غریبان گرفتید
با اینکه مولا غریب است شام غریبان ندارد

مهرانه جندقه شاهی