آیات غمزه

دفتر شعر مجازی؛ بخواه دفتر اشعار و راه صحرا گیر/ چه وقت مدرسه و بحث کشف کشاف است

همین که قطره اشکی هست یعنی هستم این شبها/ علیرضا قزوه
ساعت ٧:٤۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٧ امرداد ۱۳۸٧  کلمات کلیدی: غزل ، شعر عرفانی ، علیرضا قزوه

ز فرط گریه باران می چکد از دستم این شبها
یکی دستم بگیرد مست مست مستم این شبها
غزل می خوانم و سجاده ام پر می کشد با من
نمی خوابند یک شب عرشیان از دستم این شبها
خدا را شکر سوزی هست، آهی هست، اشکی هست
همین که قطره اشکی هست یعنی هستم این شبها
به جای خون به رگ هایم کبوتر می پرد تا صبح
تشهد، نامه می بندد به بال دستم، این شبها
دلی برداشتم با تکه ابری از نگاه خود
به پابوس قیامت بار خود را بستم این شبها

علیرضا قزوه