آیات غمزه

دفتر شعر مجازی؛ بخواه دفتر اشعار و راه صحرا گیر/ چه وقت مدرسه و بحث کشف کشاف است

انتظار، همان جنگ است/ محمد کاظم کاظمی
ساعت ۳:٤۳ ‎ب.ظ روز جمعه ٤ امرداد ۱۳۸٧  کلمات کلیدی: غزل ، شعر انتظار ، محمد کاظم کاظمی

نمی ز دیده نمی جوشد اگرچه باز دلم تنگ است

گناه دیده مسکین نیست، کُمَیتِ عاطفه ها لنگ است

کجاستی که نمی آیی؟ الا تمام بزرگی ها!

پرنده بی تو چه کم صحبت، بهار بی تو چه بی رنگ است

نمانده هیچ مرا دیگر، نه هیچ، بلکه کمی کمتر

جز این قدر که دلی دارم که بخش اعظم آن سنگ است

بیا که بی تو در این صحرا میان ما و شکفتن ها

همین سه چار قدم راه است و هر قدم دو سه فرسنگ است

دعاگران همه البته مجرب است دعاهاشان

ولی حقیر یقین دارم که انتظار، همان جنگ است

محمد کاظم کاظمی