آیات غمزه

دفتر شعر مجازی؛ بخواه دفتر اشعار و راه صحرا گیر/ چه وقت مدرسه و بحث کشف کشاف است

در پنهان کردن شغل و مقام و معاونت از مردم روزگار و دلایل آن/ ابوالفضل زرویی نصرآ
ساعت ۳:٥٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱ امرداد ۱۳۸٧  کلمات کلیدی: شعر طنز ، مثنوی ، شعر طنز اجتماعی ، ابوالفضل زرویی ‌نصرآباد

گر زد و روزگاری ای فرزند
به تو حکم معاونت دادند
شغل خود را بکوش تا آسان
نکنی پیش این و آن عنوان
جز به معدودی از فک و فامیل
شغل خود را مگو، به چند دلیل
اولا روزگار، ناجور است
عده ای چشم و چارشان شور است
محو و پوشیده باش از نظرات
نظرت می زنند، این حضرات
ثانیا عده ای گرفتارند
قرض دارند یا بدهکارند
علم، پیدا ز منصبت چو کنند
طلب پول دستی از تو کنند
ثالثا هست هر کسی، ناچار
یا خودش یا برادرش بیکار
متوقع شود به او، باری
بدهی شغل آب و نان داری
رابعاً، آن کسی که دشمن توست
وای اگر باخبر شود، زین پست
گوید: این رفت تا رئیس شود
قسمتش بود کاسه لیس شود
یا: فلانی، شرف به مزد شده
رفته آن جا، شریک دزد شده
تا که در دزدی تو شک نشود
عضو حساس او خنک نشود
شرح این نکته نیز، بی ضرر است
عضو حساس دشمنان، جگر است!
خامساً شصت علت دیگر
سادساً، سابعاً، الی آخر!
پسرم مردمی که مرموزند
بیشتر نیکبخت و بهروزند

ابوالفضل زرویی نصرآباد