آیات غمزه

دفتر شعر مجازی؛ بخواه دفتر اشعار و راه صحرا گیر/ چه وقت مدرسه و بحث کشف کشاف است

اصلا به این دلیل محرم درست شد/ سید محمد حسین حسینی
ساعت ۱٢:٥٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۳٠ تیر ۱۳۸٧  کلمات کلیدی: غزل ، شعر شیعی ، ترکیب بند

 چند بند برای امیر المومنین و یک غزل برای حضرت زینب

ما عاشقیم و تا به قیامت یگانه ایم
ما از ازل برای ابد عاشقانه ایم

ما موج می زنیم به طوفان عاشقی
دریای احمریم ولی بی کرانه ایم

اواره ایم خانه بدوشیم بی کسیم
ما چون کبوتریم که دنبال لانه ایم

دلبر نگاهمان نکند گریه می کنیم
چون خواب کودکانه پی هر بهانه ایم

حتی برای بودن ما ایه امداست
ماها یتیم و سائل این استانه ایم

مارا خدا ز خاک بنی هاشم افرید
پس تا ابد برای همین جاودانه ایم

                     با عشق می پریم پرو بالمان دهید
                     اشکی برای گریه امسالمان دهید

گنبد نشان بده که برایت کبوتریم
جلد حرم شدیم برای تو می پریم

ما مومن نفوذ نگاه شما شدیم
یک لحظه بی نگاه شما باز کافریم

دور از شما شمایل مرداب میشویم
وقتی کنار دست شماییم کوثریم

تو مالکی و ما همگی بنده توایم
تو حیدری و ما همه از نسل اشتریم

تبعیدی توایم به صحرا رسیده ایم
اقا اگر قبول کنی ما ابذوریم

یک شب به قوم و خویش خودت سر نمیزنی
دینی اگر حساب کنی ما برادریم

بالا پریده ام پرو بال مرا بچین
خیلی بزرگمان بکنی تازه نوکریم

ما سائلیم وقت رکوعت رسیده ایم
انفاق کن ولی خدا یا اباالکریم

                       ما بنده زاده ایم تو چاکر قبول کن
                       از نسل قنبریم تو قنبر قبول کن

غم در کنار چشم شما شاد میشود
یعنی خرابه ها به تو اباد میشود

دنیا به یمن روی شما در تحرک است
حتی نسیم هم ز شما باد میشود

چشمت خم شراب ولی کندوی عسل
باده فروش عشق تو قناد میشود

اواز خوان دکه خیاطی محل
با یک نفس ز کام تو ارشاد میشود

هرکس اسیر عشق تو بوداست یا علی
از قید و بند عالمی ازاد میشود

شاگرد روز اول درس محبتت
با اولین کلام تو استاد میشود

با یک اشاره ات همه شمشیر میکشیم
وقتی که پیر حضرت مقداد میشود

                        حالا مرید صبر توام یا باالحسن
                        ای پیر درد و غصه و غم یا ابالحسن

ای کعبه از حضور شما مفتخرترین
مکه به یمن شخص شما معتبرترین

کعبه برای روی شما سینه اش شکست
تو قلب شهر مکه شدی یا جگرترین؟

قبل از نزول ترجمه مومنون شدی
در ایه های حضرت حق مستقرترین

پیروز تا همیشه هر غزوه احد
ای سینه ات برای محمد سپرترین

از بس علاقه داشت محمد بروی تو
داماد او شدی و برایش پسر ترین

هر روز ما برای شما جشن میشود
هر روز ما برای شما ای پدر ترین

اواره بوده اند چه بسیار در پی ات
ما هم برای عشق شما دربدر ترین

                        امشب بیا و ایه ای از مومنون بخوان
                        حزب خدا شدی و هم الغالبون بخوان

 

غزلی برای عمه سادات

با ناله هات غصه عالم درست شد
با گریه هات قصه ماتم درست شد

از اشکهای چشم تو باران گرفته بود
نم نم بساط گریه آدم درست شد

وقتی که اشک بر گل رویت روانه شد
گلبرگ گریه کرده و شبنم درست شد

یک قطره اشک چشم تو بر خاک چون رسید
قلب زمین شکسته و زمزم درست شد

از گریه بگذریم تو عین علی شدی
با تیغ گفته های تو دینم درست شد

از تار و پود مقنعه ات حجب سر بلند
با معجر شریف تو پرچم درست شد

یک ماه سال حوزه زینب شناسی است
اصلا به این دلیل محرم درست شد

حالا میان بستری و خاک بر سرم
ای آنکه از صدای تو ماتم درست شد

دق میکنی میان همین خاطرات خود
زیبا اگر چه بود ولی غم درست شد

سید محمد حسین حسینی