آیات غمزه

دفتر شعر مجازی؛ بخواه دفتر اشعار و راه صحرا گیر/ چه وقت مدرسه و بحث کشف کشاف است

روزی که در تقویم ها روز پدر بود/ عادل حیدری
ساعت ۸:۳٦ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٤ تیر ۱۳۸۸  کلمات کلیدی: غزل ، شعر اجتماعی ، عادل حیدری

هر سال یک روزش فقط روز پدر بود
اما همان یک روز هم، او کارگر بود

هی حرف پشت حرف، نه، باید عمل کرد
اما مگر دردش فقط درد کمر بود

گلناز، دَرسَت را بخوان دکتر شوی بعد
بابا بیاید پیش تو، عمری اگر بود

گلناز، دختربچه ی نازیست اما
بابا دلش می خواست گلنازش پسر بود

بیچاره این گلناز، خانم دکتری که
نه ماه از هرسال بابایش سفر بود

آنروز با سیمان و نان از کار برگشت
روزی که در تقویم ها روز پدر بود

عادل حیدری